عرش نیوز - صرفا جهت بصیرت
منوی اصلی
مطالب پیشین
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
درباره ما

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ باید بصیرت داشت. آنچه که انسان از نخبگان جامعه و جریانات سیاسی و گروههای سیاسی انتظار دارد، این است که با این حوادث با این خطوط دشمن با بصیرت مواجه بشوند. اگر بصیرت وجود داشت و عزم مقابله وجود داشت، خیلی از رفتارهای ما ممکن است تغییر بکند؛ آن وقت وضعیت بهتر خواهد بود. بعضی از کارها از روی بی بصیرتی است.
جستجو

کارنامه عملیات
جنگ دفاع مقدس
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی

امارگیر حرفه ای سایت

ارسال شده در ساعت 11:17 بعد از ظهر توسط arsh


چند سالی هست که سعادت داریم درعزای سالار شهیدان، مهمان ِخانه ی مولایمان سید علی باشیم. اصلا بوی محرم که می آید جمیع ِخانواده برای رفتن به مراسم عزاداری بیت آقا برنامه می ریزیم تا چند شبی، هم ناله ی ایشان به عزا بنشینیم...انگار هیچ هیئت ِ دیگری در محرم به اندازه ی هیئت آقا ، به ما نمی چسبد!

 (هیچ دلم نمی خواست این مطلب را در وبلاگ بنویسم ولی حیفم آمد خاطره ی اولین دیدارم با حضرت ماه ، یکی از پُست های عرش نیوز نشود.)

شب هشتم ِمحرم ، تقریبا نزدیک اذان مغرب و عشاء به همراه اعوان و انصار، راهی ِ بیت معظم رهبری شدیم. طبق روال هر سال قصدمان این بود به پارکینگ طبقاتی محل مراسم برویم و آقا را از روی پرده نمایش تماشا کنیم.هر چند شاید بگویید در قاب تلویزیون هم که می شد روی ماهش را دید(!) اما تمام ِ کِیف ش به این است که در منطقه ای که آقا نفس می زنند همپای ایشان، برای مظلومیت اهل بیت (علیه السلام) اشک بریزی و ناله کنی ...

بالاخره رسیدیم. فکرش را هم نمی کردیم؟! نمی دانم، حتما سعادت داشتیم....

سیدِ بزرگواری واسطه شد تا اینبار آقا را از نزدیک ببینیم ... درست داخل ِ حسینیه... در چند قدمی ِ خودمان...

به ورودی ِ اول که رسیدیم، واسطه ردمان کرد... یک مسیر کوتاه را پیاده رفتیم. دلهره داشتم از اینکه جلوتر راهِمان ندهند... جای تعجبی هم ندارد! چه کنیم خوب؟ما دلتنگ های آقا ندیده ایم دیگر! در طول مسیر از شدت استرس چندبار داخل کیف و جیب هایم را چک می کردم تا وسایل اضافه همراهم نباشد. کمی جلوتر بازرسی شدیم.به خاطر وسایلی که همراه داشتیم اجازه ی عبورمان را نمی دادند. بازرس که گفت برگردید، همگی خشکمان زد.مادرم اصرار می کرد که وسایلمان را تحویل بگیرید تا داخل شویم، اما چون قفسه های امانات پُر شده بود به هیچ عنوان قبول نمی کردند... ناچار شدیم برگردیم و هر چه داریم داخل ماشین بگذاریم. خدا خیرش دهد... دامادمان را می گویم فوراً کیف هایمان را گرفت و به سمت پارکینگ ماشین دوید. البته ما هم معرفت خرج دادیم و منتظرش ماندیم تا برگردد... چند دقیقه ای طول کشید... در این مدت آقای محصولی را دیدیم که با منزل(عیال) به سمت حسینیه می رفتند.

داماد بزرگوارمان که برگشت جلو رفتیم ،آقایان که جدا شدند به کفشداری رسیدیم و بعد از تحویل کفش ها و سه بار بازرسی بدنی بالاخره داخل حسینیه امام خمینی(ره) شدیم.

حس و حال عجیبی است... آدم از شدت انتظار دارد می میرد! همه منتظر و بی تاب نشسته بودیم و به درب مخصوص ورود آقا خیره نگاه می کردیم...

دقایقی از ورودمان به حسینیه نگذشته بود که جمعیت از جایشان برخاستند، متوجه شدیم آقا وارد حسینیه شده اند، بزرگ و کوچک هم قامتش قیام کردند، چیزی قابل رویت نبود جز اشک های بی وقفه ی جمعیتی بی قرار،که روی پنجه ی پا، قد بلند می کردند برای دیدن حضرت یار...

فریاد ِ گرم و جانانه ی" ای رهبر آزاده    آماده ایم آماده" شان ستون های حسینیه را می لرزاند و باز هم ادامه می دادند:

 این همه لشــــکر آمده ....

 جمعیت که سر جایشان نشستند، چشممان به جمال نورانی اش روشن شد... مگر میشد اشک نریخت؟! مگر میشد بغض گلو را فرو خورد؟! وقتی نایب امام زمانت جلوی دیدگانت ظاهر می شود؟!!

هیچ کس آرام و قرار نداشت همه برای دیدن حضرت آقا خود را به جلو می کشاندند تا به ایشان نزدیکترشوند. برای چند لحظه چیزی حس نمی کردم میخکوب شده بودم به جایگاه ... باورم نمی شد... حتی در مخیله ام هم نمی گنجید... 

عجب شبی بود...صدای مستانه ی حاج محمود کریمی هم که دیوانه ترمان کرد،

پر شور تر از هر سال....

پر اشک تر از هر بار....  

یا اباعبدالله (علیه السلام)

+ (انشاالله عزاداری های همگی قبول باشه. ما رو هم از دعای خیرتون محروم نفرمایید.)

دیـــدارِ ما ولایتــــــیان، هیـئت ِ بهشــت     

اینجا برای سینه زدن جایمان کــم است



رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به سفر رئیس‌جمهور به نیویورک فرمودند: ما از تحرک دیپلماسی دولت حمایت می‌کنیم و به تلاش دیپلماسی اهمیت می‌دهیم و از آنچه در سفر اخیر بود، حمایت می‌کنیم؛ البته برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما بجا نبود.


نظر رهبری در خصوص عملکرد دولت روحانی در سفر به نیویورک



به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب در مراسم دانش‌آموختگی ارتش فرمودند: ما از تحرک دیپلماسی دولت حمایت می‌کنیم و به تلاش دیپلماسی اهمیت می‌دهیم و از آنچه در سفر اخیر بود حمایت می‌کنیم؛ البته برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما بجا نبود لکن ما به هیئت دیپلماسی دولت خدمتگزار خوشبین هستیم ولی به آمریکایی‌ها بدبینیم.
رهبر انقلاب افزودند: ما به آمریکایی‌ها بدبینیم و هیچ اعتمادی به آنان نداریم، دولت آمریکا غیرقابل اعتماد و خودبرتربین و غیرمنطقی و عهدشکن است و دولتی در تصرف شبکه صهیونیسم بین‌المللی است که بخاطر صهیونیست‌ها مجبور است با رژیم غاصب مماشات کند و نرمش نشان دهد.

مقام معظم رهبری فرمودند: ‫ما تهدیدهای مکرر و مشمئزکننده دشمنان ملت ایران را می‌شنویم و پاسخ ما به هرگونه شرارتی علیه ملت ایران، پاسخی جدی و سخت خواهد بود.
ارسال شده در ساعت 1:12 بعد از ظهر توسط arsh


درباره ی یک تماس تلفنی!

…به تجربه اش می ارزد.
مذاکرات دوستانه مرسی با اوباما و هیلاری کلینتون اکنون به بخشی از تجربه سیاسی مصریها تبدیل شده است. آنها که به امریکا امیدوار بودند طی چند ماه با دهان باز مواضع شگفت انگیز کاخ سفید در حمایت از دولت کودتا را مشاهده کردند. شاید فهمیدن ماهیت سیاست ورزی امریکایی برای مصری ها به اینهمه تحولات خونین بیارزد چون آنچه ملتها را از گردنه ها عبور می دهد همین انباشت تجربیات سیاسی است.
اما ایران بارها سیاست ورزی از نوع امریکایی را تجربه کرده وهربار به تجربه ای جدید رسیده. گفتمان مقاومت اوج بلوغ این تجربه هاست. گفتمان مقاومت، پیشرفت را نه در تنازل که در مقاومت می بیند و برای حل مشکلات به ظرفیتهای داخلی تکیه میکنند نه تغییر رفتار بین المللی. بدبینی گفتمان انقلاب نسبت به امریکا از جنس احساس یا تعصب و یا کنشی مقلدانه و ترادیسیونال نیست بلکه کاملا عقلانی و درچارچوب حفظ منافع ملی است. اما هر ازگاهی غفلت یا تمایلهای عافیت طلبانه و یا فشارهای سنگین، جامعه را در آستانه ابتلاء و امتحانی جدید قرار می دهد لعلهم یتذکرون.
اکنون یا آنگونه که دیپلماتهای دولتی می گویند به واقع شیاطین به دست ما ایمان آورده اند که این همان تحقق هدف بزرگ انقلاب اسلامی در تغییر نظم بین الملل و برهم زدن توهم نظام تک قطبی است.
ویا در نگاهی واقع بینانه، رفتار جدید امریکا شعبده ای جدید و خناسانه است که بازهم نهایتا صحت تجربه ها و تحلیلهای پیشین گفتمان مقاومت را تایید خواهد کرد و با خلق تجربه و فهمی جدید برای عموم مردم، گفتمان مقاومت را بسط داده و معتبرتر از پیش خواهد کرد. با این تبصره که اینبار آمریکا با اذعان به توان جمهوری اسلامی در احقاق حقوق خود، ادبیات تهدید آمیزش را کنار گذاشته و دستکش مخملی به دست کرده است.
آزمودن این دو فرضیه بیش از چند ماه به طول نخواهد انجامید. ماه هایی که برای ما باید مشحون از تلاش برای تبیین مدلولهای گفتمان مقاومت باشد.
رهبر انقلاب اختیار تام داده اند تا تجربه ی ملت به بلوغ برسد و شبهه های آینده خنثی شود. ولایت بیش از آنکه از طریق دستور و اجبار بخواهد اهداف را جلو ببرد به دنبال ارتقاء رشد عمومی و تربیت جامعه است. پیامبر ص می توانست در فتح مکه ریشه ی انحرافات آینده اسلام را با اعدام ابوسفیان بخشکاند ولی جامعه از مسیر ابتلاء و تجربه به رشد و کمال می رسد. همانطور که امام سالها بعد از ماجرای فرار بنی صدر و سالها بعد از انتصاب مرحوم منتظری به قائم مقامی رهبری زبان به افشای خواست و نظر خود گشودند. امام صبر کردند تا جامعه خود به خود رشد کند و گذر از دشواری ها و فتنه ها را به تجربیات راهگشای خود اضافه کند.
نتیجه ی روش دولت اعتدال هرچه باشد برای آینده ی کشور مفید است چون کسب تجربه در ابعاد ملی هیچ وقت به معنای متضرر شدن نیست. یادمان باشد آنچه ملت ها را از گردنه ها عبور می دهد همین انباشت تجربه هاست.

ارسال شده در ساعت 11:41 بعد از ظهر توسط arsh


ساعت 8 صبح بود که بیدار شدم. از آن روزهایی که دلت نمی خواهد از زیر پتو بیرون بیایی، ساعت ِگوشی را هر پنج دقیقه کوک می کردم برای پنج دقیقه دیگر و آنقدر این پنج دقیقه ها زیاد شد که نزدیک بود پشیمان شوم از رفتن! قرار بود به دعوت و اصرار دختر دایی گرامی برای دیدن یک نمایشگاه دفاع مقدس به شهرری بروم.

(هر چند نمایشگاه بهانه بود،قرض رساندن دو نو گل شکفته به هم بود که به حمدالله حاصل نشد!!)

بالاخره بیرون زدم و به سمت مترو راه افتادم.

آفتاب درآمده بود، هوا کم و بیش سرد... خیابان خلوت... و من در انتظار اتوبوس... و چه دیر آمد این اتوبوس! قرارمان ساعت 10صبح بود و تاخیرهای من و اتوبوس، امروز بدقولم می کرد. تا مترو خدا خدا می کردم قطار سریع السیر باشد...

بالاخره رسیدم مترو... عجیب شلوغ بود، شنبه و اول هفته و...

وارد مترو که شدم بحث سیاسی بین علما(!)اوج گرفته بود...خانم مسنی از گرانی می نالید و بقیه همراهیش می کردند، یکی فحش می داد و دیگری نفرین... یکی از تحریم می گفت و از احمدی نژاد و ... دختر جوانی که حجاب مناسبی هم نداشت مملکت ما را با انگلیس مقایسه می کرد، حرص می خورد که چرا ملت دوباره پای صندوق های رای رفته اند؟!در طرف دیگر اما، خانمی امیدوار، از دولت امید می گفت و کلید حسن!

و من ... میان نگاه های با حقد و غضب این جماعتِ لایتچسبک ِ خود را به خواب زده، که به من مثل متهم ردیف اول گرانی و بدبختی شان خیره شده بودند(شاید به خاطر حجابم!!)، فقط لبخند می زدم و دلم به حالشان می سوخت...! اولین بار نبود که این بحث ها را در اینجور مکان ها می دیدم ، می دانستم آخرش هیچ نتیجه ای ندارد جز توهین به امام و انقلاب و رهبر و بچه حزب اللهی ها و بسیجی ها!

که همین هم شد...

بگذریم ... ایستگاه شهرری. رسیدم... ولی دیر ... خیلی دیر... رویش را نداشتم زنگ بزنم به دختر دایی ... ساعت 10 کجا و 12 کجا؟! خودش زنگ زد و قرار شد شب را ماندنی شوم تا بعد ازظهر به نمایشگاه برویم.

وقت نماز مغرب، به سمت حرم عبدالعظیم راه افتادیم و بعد از نماز و زیارت، راهی ِ نمایشگاه...

تعریفی نداشت نمایشگاه ... خیلی بهتر می توانست باشد! بوی خاکش هم که خفه مان کرد...

اما با این همه ،حس و حال خوبی بود... با آن نواهای ِ با حال و هوای جبهه... برای لحظاتی دلمان را برد به دوکوهه، شلمچه، اروند و طلاییه ...

به ته نمایشگاه که رسیدیم مدتی از برنامه گذشته بود... مردم را جمع کرده بودند برای خاطره گویی از جنگ و جبهه ... بگذریم از اجرای بی ربط یوسف کرمی و چند خواننده پاپ که در شان آن مکان نبود!(شهدا شرمنده ایم). از این حرکت ناراحت بودم، حرمت شهدا باید حفظ می شد، خواستم مراسم را ترک کنم و خسته بودم از این همه سر و صدا و آلات لهو و لعب ... که به اصرار دوستان برای شنیدن صحبت های روحانی در انتهای(!) برنامه، همچنان نشستیم.

روحانی برنامه فقط 24 سال سن داشت... و اگرچه خوب حرف نمی زد اما حرف های خوبی میزد... و جالبش این بود که وقتی کاظم احمد زاده مجری برنامه پرسید این روش جالب سخنرانی چطور و کی به ذهنت رسید؟جماعتی که برای رفتن آماده بودند، با این سوال، کنجکاوانه سر جایشان برگشتند... روش این بود که ایشان با فیلم و تصویر حرف میزد، آن هم حرف سیاسی! از جنگ سخت شروع کرد تا جنگ نیمه سخت و بعد هم به نوع نرم رسید و اقسامش. و چه خوب روشن کرد نقش اینترنت و فضای مجازی را برای مقابله با جنگ نرم! چقدر خوبتر روشنگری کرد توطئه دشمنان چقدر ابعادش وسیع است و اگر حواسمان نباشد باخته ایم... حرف از جهاد اینترنتی بود و اینکه چطور دشمن از طریق رسانه و گیم های مخرب اعصاب و روان، کودکان و جوانان ما را نشانه گرفته و باورهای دینی مان را نابود می کند... مثال هم می آورد با تصویر... کلی هم آمار و ارقام داد که چقدر دشمن در این زمینه موفق بوده و ما حواسمان نیست!

علائم ضد اسلامی در بازی های رایانه ای

-استفاده از درب کعبه در چند نقطه ی این بازی!!!




استفاده از کلمه الله در کف زمین این بازی
به سم کارکتر ها هم توجه کنید!!!




نام مقدس فاطمه زهرا که با زیرکی در این بازی کار شده!!!


این بار در بازیه اویل قرآنی که در اتاق یکی از سران گروه تروریست وجود دارد!!!





به کلمه ی الله زیر پای شخصیت ها توجه کنید
شباهت کفپوش با کفپوش مسجدالنبی
شباهت طراحی بنا با مسجدالنبی!!!



موجوداتی که پس از حل معما الله اکبر می گویند!!



وباز هم کلمه یه الله در این بازی به وفور یافت میشود.




استفاده از درب مسجدالنبی در بازی!!!


چه تلنگر به موقعی بود برای امثال من که یادمان رفته بزرگترین ویژگی شهدا همین دو کلمه است:

بصیرت و استقامت... و وظیفه جوان ِانقلابی ِ امروز، اکنون همین دو کلمه است...

و راه شهدا ادامه دارد...

ارسال شده در ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط arsh



آیدین سیار در روزنامه قانون نوشــت :
در راستای سفری که تیم ریاست جمهوری در روزهای آینده به نیویورک خواهد داشت، دفتر رئیس جمهور سابق طی نامه ای به حسن روحانی تجربیات گرانسنگ خود را به زور در اختیار رئیس جمهور گذاشت. متن این نامه به شرح زیر است :
توضیح : از آنجایی که آقای احمدی نژاد مدتی است سخنرانی نکرده ، قسمت‌هایی از نامه اش را با لحن سخنرانی نوشته تا دور بودن از میادین به تسلطش خللی وارد نکند.
جناب حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی، سلام علیکم. من از شما سوال می‌کنم. حال شما چطور است؟ خوش می‌گذرد؟ خب خدا را شکر. باید هم خوش بگذرد. پروژه‌های پایان یافته، دولتِ پاکیزه، کشورِ فضایی، دستاوردهای جهانی، عَدالت اجتماعی، ثروت فراواااان، بدهی‌های صاف شده … با این چیزهایی که ما برایتان گذاشته ایم چرا باید بد بگذرد؟ (الان دارم می‌خندم و چشم‌هایم ریز شده) جناب آقای روحانی همانطور که می‌دانید حضور در عرصه بین المللی و مراودات جهانی احتیاج به تجربیات فراوان دارد. امروز می‌خواهم تجربیات خودم را در اختیار شما بگذارم. مورد اول این است که وقتی آدم به مسافرت می‌روووود … به جای دوردستی می‌روووود…
بالاخره باید برای فامیل و دوست و آشنا سوغاتی بیاورد. ما در این هشت سال برای این که خدای نکرده … زبانم لااااال… پول بیت المال برای سوغاتی حیف و میل شود، کل فامیل را با خودمان می‌بردیم خارررررج … که هر کی هر چیزی دوست داره … بخررره … چرا باید جلوی فامیل‌ها را بگیریم؟ الان مشکل مملکت بردن فامیل رئیس جمهوره؟(دارم می‌خندم) پس شما هم دو سه تا هواپیما اجاره کن و … کل فامیل را ببررررررر … که فرداااا … پس فردااااا … پشت سررررت … حرف در نیاررررررن. خب این از این. اما نکته بعدی دیپلماسی رسانه ای است. دستاوردهای ما در این زمینه زیاد است آقای رئیس جمهور. من در نیویورک با هر مصاحبه ای که می‌کردم چندین کشور را شیفته خودم می‌کردم. جالب است که اکثر آنها هم کشورهایی بودند مثل کومور و جیبوتی و گابن که اصلا تلویزیون نداشتند! حالا حتما می‌پرسید چگونه؟ من از شما می‌پرسم آقای روحانی! (مکث!) چگوووونه؟ (باز هم می‌خندم) ما با هلی کوپتر به کابل برق گیر کردیم و نیفتادیم، اینها که چیزی نیست. کرامات دم دستی ماست!
جناب دکتر روحانی! من به شما این را می‌گویم و تمام … توصیه آخر من به شما حفظ دستاوردهاست. دولت نهم و دهم محدوده ارتباطش را با جهان گسترش داد، این گسترش به حدی بود که ما حتی با کشورهایی که از نقشه جهان بیرون زده بودند ارتباط برقرار می‌کردیم. حالا اگر بگوییم ماورای جهان دوباره به ما می‌گویند انحرافی و … آقای روحانی! این را هم بگویم و دیگر واقعا تمام … موقع سخنرانی در سازمان ملل سلام من را به صندلی‌ها برسانییییید … بهشان بگوییید … دلمممم … لک زده برایِ … نیم ساعت درد دل با اوناااا … مخلص آقای رئیس و مردم شریف ایران. خدااانگهدااااااااار …

javanenghelabi.ir


اين روزها موضوع مذاکره با امريکا به صورت گسترده‌اي در رسانه‌هاي داخلي و خارجي مطرح شده است. سخنان مقام معظم رهبري در‌باره نرمش قهرمانانه نيز در برخي رسانه‌ها به‌گونه‌اي تفسير شده که گويا ايشان نيز مجوز سازش با امريکا را براي دولتمردان صادر کرده‌اند! در اين‌باره نکاتي را متذکر مي‌شويم:

1. استقبال رسانه‌هاي خارجي از ديدار اوباما و روحاني

روزنامه وال استريت ژورنال نوشته است: دولت امريکا خود را براي ديدار با مقامات ايراني در حاشيه اجلاس آماده مي‌کند. بي بي سي نيز مي‌گويد: امريکا پذيرفته است که راهي کم هزينه‌تر، آسان‌تر، و واقعي‌تر به جز معامله با ايران وجود ندارد. اين شبکه در ادامه ضمن اظهار خوشحالي مي‌افزايد: روزنامه‌هاي تهران از احتمال ديدار روحاني و اوباما در اجلاس سازمان ملل سخن گفته و مقالاتي بر خلاف گذشته‌ها در مدح مذاکره و حل مشکلات خارجي نوشته‌اند.

2. تلاش رسانه‌هاي خارجي براي انجام مذاکرات

رسانه‌هاي غربي در طي اين مدت در حال گفتمان سازي براي انجام اين مذاکره هستند؛ بي بي سي ضمن تحسين مقاله آقاي روحاني در واشنگتن پست مي‌نويسد: مقاله آقاي روحاني نسبت به مقاله آقاي پوتين بسيار صلح جويانه است. نشنال اينترست نيز به غربي‌ها و امريکا هشدار مي‌دهد که از اين فرصت طلايي غفلت نکنند زيرا "‌دولت جديد ايران دري را باز کرده و امريکا بايد خيلي احمق باشد که از آن عبور نکند." العربيه هم همين هشدار را به نحوي به هر دو طرف مي‌دهد و مي‌گويد: روحاني فرصت کمي دارد تا در پرونده هسته‌اي و رابطه با امريکا تحول ايجاد کند و در صورت ناکامي، باز هم اصول‌گرايان زمام امور را به دست خواهند گرفت.

3. زمينه سازي براي تعليق هسته‌اي

صداي امريکا به نحوي آقاي روحاني را تشويق به تعليق مي‌کند و مي‌گويد: روحاني در 2003 نشان داد مي‌تواند آيت ا... خامنه‌اي را براي تعطيلي بخشي از فعاليت‌هاي اتمي ايران در کوتاه مدت قانع کند. از اين اظهارات استفاده مي‌شود که غربي‌ها هرچند به ظاهر شعار مذاکره را سر مي‌دهند ولي باز هم بر همان راهبرد قبلي - تعليق هسته‌اي هر چند به صورت محدود- اصرار مي‌ورزند.

4. زمينه سازي براي تعليق دائم

در اين راستا مي‌توان به سخنان آقاي احمد شيرزاد که با اظهاراتش از تريبون مجلس ششم راديو رژيم صهيونيستي را شاد کرده و مورد اعتراض جدي آقاي کروبي رئيس مجلس وقت قرار گرفته بود، اشاره کرد. وي که سال 84 در مقاله‌اي با عنوان زهر مار هسته‌اي، نوشته‌ بود انرژي هسته‌اي براي ايران صرف نمي‌کند، در جديدترين اظهاراتش در مصاحبه با روزنامه آرمان بر همان سخنان تاکيد کرده در پاسخ به اين پرسش که " کدام قسمت از انرژي هسته‌اي وجود دارد که به نظر شما در ايران قابل استفاده و مفيد خواهد بود؟ مي‌گويد "اين بخش‌ها بخش نظامي نيست، بخش توليد انرژي هم به نظر من نمي‌تواند باشد. ما در بحث پزشکي هسته‌اي يا در بحث‌هاي تحقيقاتي و... مي‌توانيم به فعاليت‌هاي هسته‌اي خود ادامه دهيم که براي اين کار نيازي به اورانيوم غني شده نداريم و اگر نيازي هم باشد مقدار آن کم و قابل تهيه در بازار خواهد بود." يعني نيازي به غني‌سازي نيست و بايد تعطيل شود! اين روزنامه در ادامه تلاش مي‌کند با اين سؤال معنا‌دار از شيرزاد که"‌در اين سال‌ها شايعاتي از بعضي شهرها مثل نطنز و اراک و اصفهان و بوشهر شنيده مي‌شد درباره تاثير منفي اين تکنولوژي. اين شايعات تا چه ‌اندازه مبتني بر واقعيت‌هاي علمي بود؟" افکار عمومي را بر ضد چنين دانش مهم و استراتژيک تحريک کند. آقاي شيرزاد در پاسخ به اين پرسش مي‌گويد‌" نگهداري اورانيوم خطرناک و مشکل‌ساز است. حتي کيک زرد تابش بيش‌تري نسبت به خاک اورانيوم دارد و حتي همان خاک طبيعي اورانيوم هم بدون خطر نيست؛ يعني کساني که در نزديکي منابع اورانيوم زندگي مي‌کنند گاه با مشکلاتي مواجه مي‌شوند و سلامتي‌شان تحت تاثير قرار مي‌گيرد که در طبيعت اين مواد پخش است، وقتي اين مواد در کنار هم قرار مي‌گيرند، تابش بيش‌تري از خود توليد مي‌کنند و به شکل زنجيروار عمل پرتوزايي بسيار خطرناک‌تر خواهد بود." اين مصاحبه در اکثر سايت‌هاي اصلاح طلب و اعتدال انعکاس گسترده‌اي داشته است. ظاهراً اين روزنامه‌ها و سايت‌هاي زنجيره‌اي در تلاشند با ترتيب دادن اين‌گونه مصاحبه‌ها و اظهار‌نظرهاي کارشناسانه! زمينه سازش و وادادگي کامل را فراهم کنند و براي اين کار لازم مي‌دانند افکار عمومي را آماده سازند. به راستي آيا سران کشورهاي پيشرفته دنيا از امريکا گرفته تا آلمان و فرانسه و روسيه که تاکنون انحصار اين دانش را در اختيار داشته‌اند و حتي استفاده نظامي هم کرده‌اند، احساس خطري براي کشورشان نداشته‌اند که اين جماعت اصلاح‌طلب به خطر آن پي برده است؟!

5. البته ممکن است غربي‌ها بخواهند در اين راستا گام‌هاي مثبتي بردارند که اين گام‌ها نيز در راستاي اهداف و منافع ملت ايران برداشته نمي‌شود بلکه منافع گروه‌هاي مورد حمايتشان در داخل، هدف اصلي است. در اين رابطه جک استراو در مصاحبه با راديو فردا به غربي‌ها هشدار مي‌دهد "‌من شاهد اين بودم که چگونه قدرت خاتمي به دليل برخي تصميم‌هاي نامناسب امريکا تحت الشعاع قرار گرفت‌. گنجاندن ايران در يک گروه با حکومت‌هاي بسيار بدي چون کره شمالي و عراق با عنوان شرارت، اشتباهي بود که من اميدوارم دوباره شاهد آن نباشيم." گري سيک نيز ضمن هشدار به امريکايي‌ها اظهار داشته است: اوباما و روحاني هر دو بايد تا 6 ماه آينده به راه حل برسند؛ در غير اين صورت در داخل، مخالفان خود را موجه نشان مي‌دهند و جلوي هرگونه پيشرفتي در مذاکرات را خواهند گرفت. العربيه نيز به غربي‌ها هشدار داده است که در صورت عدم موفقيت در اين فرصت کوتاه، باز هم اصول‌گرايان زمام امور را در دست خواهند گرفت.

6. يکي از اهرم‌هايي که براي تشويق مذاکرات با ا‌مريکا از آن استفاده مي‌شود، ناراضي نشان دادن رژيم صهيونيستي است؛ اين روزها در تحليل‌هاي مختلفي اين‌گونه وانمود مي‌شود که نتانياهو از اين مذاکرات بسيار خشمگين شده و همه همت خودش را براي به ثمر نرسيدن اين مذاکرات و يا خنثي سازي آثار آن به کار بسته است و پس از صهيونيست‌ها، عربستان و امارات نيز از انجام اين مذاکرات بسيار ناراحت و عصباني‌اند.

7. گذشته از مباحث فوق، مهم‌ترين پرسش مطرح اين است که منظور مقام معظم رهبري از نرمش قهرمانانه چيست و آيا ايشان از مواضع گذشته خود عدول کرده‌اند؟ و به عبارتي چرا شعار استقامت و ايستادگي جاي خود را به شعار نرمش قهرمانانه داده است؟

براي پاسخ به اين سؤال به بيان چند مقدمه نيازمند است:

اول: مقام معظم رهبري به‌سان فرمانده‌اي است که به نيروهاي تحت امر خود نگاه مي‌کند؛ چنان‌چه اين نيروها قدرت و انگيزه لازم را براي فتح قله‌اي داشته باشند، آن‌ها را براي آن هدف مهم تجهيز مي‌کند ولي اگر در آن‌ها انگيزه يا توان لازم وجود نداشته باشد، به نحو ديگري و به فراخور توان آن‌ها برنامه‌ريزي مي‌کند؛ زيرا در غير اين صورت، نه تنها قله‌اي فتح نخواهد شد بلکه ممکن است سنگرهاي فتح شده نيز از دست برود. از اين‌رو در دولت آقاي خاتمي که روحيه انفعال و سازش موج مي‌زد و مجلس و دولت هماهنگ با يکديگر از ضرورت تعليق داوطلبانه سخن به ميان مي‌آوردند، اجازه تعليق البته به شرط موقت صادر شد. در اين راستا هم براي مسؤولان و هم براي توده‌هاي عظيم مردمي ثابت شد که دشمن به دنبال معطل کردن و عقب نشاندن ما از اين حق مسلم است و هرگز از طريق مذاکرات، اين حق به ما داده نخواهد شد، بلکه آن‌ها در‌صدد دائمي کردن تعليق و به عبارت ديگر محروم کردن ملت ايران از اين حق مسلم هستند. از اين رو معظم له در اواخر عمر دولت آقاي خاتمي خطاب به آن‌ها فرمودند: دولتي که اين عقب نشيني کرده است خودش بايد اين تعليق را بشکند و مجددا فناوري را آغاز کند.

در دولت آقاي احمدي‌نژاد که از روحيه استکبار ستيزي برخوردار بود، حضرت آقا دولت را به فتح قله‌هاي مهم‌تر علمي در اين زمينه تشويق کردند و نظام به نتايج مهمي از جمله غناي 20درصد دست يافت و اکنون نيز به سمت غناي 50درصد براي تامين سوخت زيردريايي‌هايمان در حال حرکت هستيم. در دولت يازدهم که شعار اعتدال را سرلوحه فعاليت‌هايش قرار داده، رئيس دولت کسي است که در تعليق هسته‌اي نقش مهمي داشته است و تيمي که امروز در اين دولت سر کار آمده‌اند، که در دولت اصلاحات نيز نقش بسزايي ايفا مي‌کردند. اين تيم با نگاه به بيرون از مرزها چنين مي‌انديشند که مشکلات کشور، تنها با کليد مذاکره و گفتگو حل خواهد شد. رسانه‌هاي اين جريان نيز مدت‌هاست که چنين تفکري را به جامعه القا مي‌کنند. آقاي روحاني هم در برنامه‌هاي انتخاباتي‌اش از جمله مناظره سوم قول داده است که چرخه سوخت را تکميل و با سياست و تدبير، پرونده را از شوراي امنيت خارج و تحريم‌ها را لغو کند. روشن است مقام معظم رهبري با توصيه‌هايي که مي‌تواند نقشه راه مذاکرات باشد، به چنين دولتي اجازه مي‌دهند که با حفظ اصول و رعايت خط قرمزهاي نظام در اين راستا تلاش کند. البته چنان‌چه خداي ناکرده دولتمردان بخواهند ذره‌اي از خط قرمزها عدول و بر سر حقوق ملت ايران معامله کنند، طبعاً با مخالفت مردم و نظام روبه‌رو مي‌شوند.

دوم: برخي نرمش قهرمانانه را با سازش ذليلانه اشتباه گرفته‌اند و تصور مي‌کنند کشور درشرايطي قرار گرفته که چاره‌اي جز پذيرش صلح نيست و با تحليل‌هاي آبکي، اين گونه وانمود مي‌کنند که شرايط صلح امام حسن(ع) فراهم شده و بايد همه چيز را به معاويه واگذار کرد.در حالي که با چند دليل مي‌توان اثبات کرد مراد امام خامنه‌اي چنين چيزي نيست؛ زيرا اولا ايشان با ارائه مثالي نقشه راه جامعي براي دولت تعيين کرده اند بدين گونه که حال که اصرار‌ بر مذاکره داريد، مراقب باشيد رقيب شما رقيب سرسختي است و بيش از 35 سال است که با ما دشمني مي‌ورزد و اهل فريب و دروغ است. علاوه بر آن اگر نرمشي از خود نشان مي‌دهيد، نبايد اين نرمش، سازش و وادادگي در برابر دشمن باشد بلکه براي ضربه فني کردن دشمن به کار برده شود. ثانيا ياران امام خامنه‌اي‌ به‌سان ياران امام حسن(ع) نيستند بلکه در کوران حوادث نشان داده اند که اگر از سوي معظم له اشارتي صورت گيرد، قيامتي برپا مي‌کنند. آقا‌ي روحاني از يک راي شکننده لب مرزي برخوردار است و رهبري از پشتوانه عظيم مردمي؛ چه از طرفداران آقاي روحاني و چه کساني که به آقاي روحاني راي نداده‌اند. مردم و رهبري نظام با چشمان تيز بين خود رفتار‌هاي مذاکره کنندگان را زير نظر دارند. بنابراين شرايط کشور شرايط صلح امام حسن(ع) نيست.

سوم: اينک تيم مذاکره کننده از شوراي امنيت ملي به وزارت خارجه منتقل گرديده تا از طريق مجموعه تحت امر دولت اين مذاکرات انجام شود. اکنون چنان غربي‌ها و‌لو به خاطر حمايت از عناصر افراطي مدعي اصلاحات گام‌هايي مثبت به نفع ايران بردارند و حقوق ملت ايران و ارزش‌هاي انقلاب تامين شود پيروزي بزرگي براي ملت ايران رقم خورده است ولي اگر شيطنت کنند و بخواهند بر همان روال هميشگي از سياست فريب و دروغ استفاده کنند، باز مانند گذشته براي مردم و مسؤولان روشن مي‌شود که خوشبيني به امريکايي‌ها اشتباه بوده است و براي پيشرفت کشور بايد روي پاي خود ايستاد و به دروازه‌هاي بيروني اميدي نبست. به هرحال اتخاذ چنين سياستي از سوي رهبري نظام، يک بازي برد برد خواهد بود.

چهارم: بر فرض که غربي‌ها اين بار در مذاکرات از خود صداقتي نشان دهند، معنايش آن است که آن‌ها مستاصل شده و در برابر سياست‌هاي جمهوري اسلامي در 8 سال گذشته به بن بست رسيده‌اند؛ زيرا به خوبي دريافته‌اند که نه در عرصه نظامي توان مقابله با ايران اسلامي را دارند، نه در عرصه سياسي و نه در عرصه تحريم‌هاي اقتصادي، در عرصه نظامي هم مجبور شدند پس از تحمل جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه با غزه، دستان خود را به نشانه تسليم بالا برند و امروز نيز در سوريه به رغم به کار گرفتن همه امکانات و نيروهايشان هم در عرصه نظامي شکست خورده‌اند و هم در عرصه سياسي. در عرصه تحريم هم پس از تحريم سنگين و همه جانبه، ايران اسلامي توانست با نسخه اقتصاد مقاومتي مشکلات خودش را تا حد زيادي حل و فصل کند. از اين رو امروز اين امريکا و غرب هستند که براي برقراري ارتباط با ما مضطر شده و به عبارتي مجبور به نوشيدن جام زهر شده‌اند نه ايران اسلامي. ما امروز در شرايطي پا به عرصه مذاکرات گذاشته ايم که از اقتدار بالايي برخورداريم؛ نمايش بيش از 30 فروند موشک با برد 2000 کيلومتر در مراسم هفته دفاع مقدس، رساندن کشور به مراحل بالايي از علم و فناوري، برخورداري از پشتوانه دانش هسته‌اي و در اختيار داشتن ميليون‌ها جوان آماده شهادت در داخل و خارج از کشور همه از سرمايه‌هايي است که مي‌تواند دست بالاي ايران را در مذاکرات نشان دهد

ارسال شده در ساعت 6:32 بعد از ظهر توسط arsh


فراغت از درس و دانشگاه و بالاخره پروژه ی سرسام آور کارشناسی، فرصتی برایم پیش آورد تا به سراغ کتابی بروم که اتفاقی آن را روی تخت خواهر کوچکم دیدم. کتابی که بارها در گوشه و کنار منزلمان نظرم را جلب کرده بود ولی فرصت مطالعه اش را پیدا نکرده بودم.هر چند خیلی دیر اقدام به خواندن و معرفی این کتاب کردم ولی به قول معروف ماهی رو هر موقع از آب بگیرید تازه است!!

کتاب خاطرات  مستر همفر جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی- ترجمه استاد علی کاظمی- نشر اخلاق

عنوان جذاب کتاب برایم کافی بود تا انگیزه پیدا کنم برای خواندنش! اما جذابتر از آن، متن خاطرات کتاب بود که فوق العاده تاثیرگذار و جالب نوشته شده بود. البته من در چندین جا خواندم که مقام معظم رهبری امام خامنه ای فرموده اند: خواندن کتاب خاطرات مستر همفر را به جوانان توصیه موکد میکنم. همین جمله باعث شد این کتاب را در اینجا معرفی کنم تا دوستان علاقمند از خواندن آن بی بهره نمانند.

گزیده ای از شرح این کتاب:

 همفر در سال 1122ه.ق. مصادف با 1710 میلادی از طرف وزرات مستعمرات انگلیس به همراه ده تن دیگر روانه کشور های مصر, ترکیه , عراق و حجاز شدند تا معلومات‌ كافی‌ به‌ منظور تقویت‌ راه‌هایی‌ برای‌ ایجاد تفرقه‌ میان‌ مسلمین‌ و گسترش‌ تسلط‌ بر كشورهای‌ اسلامی‌ جمع‌آوری‌ كنند.

همفر که به همه مدارک و استاد محرمانه و سری وزارت مستعمرات دسترسی داشت با اشاره به برخی ضعف ها و کاستی ها در بین مسلمین, برنامه های این وزارت خانه را برای تباه کردن و نابودی سرزمین های اسلامی چنین بر می شمارد:
1- اختلافهای میان مسلمانان را می توان با افزايش بدبيني ميان گروههاي درگير و نيز انتشار کتابهايي که
از اين يا آن گروه بد مي گويد، انبوه کرد. پول کافي هم بايد براي تباهي و پراکندگي خرج نمود.
2- ناداني را مي توان با جلوگيري از گشايش مدارس و انتشار کتابها ترويج داد.آتش زدن کتابها، تشويق مردم به اين که فرزندانشان را به مدارس ديني نفرستند و با اتهام زدن به عالمان ديني  همه ميتوانند به اين هدف کمك کنند.
3و4-  آنها را مي توان در يك حالت ناآگاهي نگاه داشت.براي اين کار بايد از بهشت بسيار گفت؛ آنان را نسبت به زندگي دنيا بي مسؤليّت نشان دهيم وحلقه هاي صوفيّه را گسترش داد؛ کتابهايي که افراد را به زهد فرا ميخواند ترويج نمود؛ همچون کتاب احياءالعلوم غزالي، منظومه هاي مثنوي و کتابهاي ابن عربي.
5- ديكتاتوري حكومتها را ميتوان با سايه خدا در زمین  ناميدن آنها نيرومندتر کرد.بايد تبليغ کرد که ابوبكر، عمر، عثمان، بني اميّه، بني عباس و علي همه با زور و شمشير به حكومت رسيدند و حكومت فردي داشتند. ابوبكر با شمشير عمر و با تهديد او به حكومت رسيد. اينها همه نشان مي دهد که حكومت در اسلام استبدادي است.
6- ميتوان راهها را همينطور ناامن نگاه داشت. حكومتها را از مجازات دزدان بازداشت و دزدان را تقويت نمود؛ به آنها سلاح داد و آنان را به دزدي و بر هم زدن نظم تشويق نمود.
7- با تلقين باورها به قضا و قدر در ميان آنها، مي توان بر نابساماني بهداشتي آنها افزود و گفت: که اين همه از خداست و درمان، هيچ سودي ندارد. مگرخدا در قرآن از زبان حضرت ابراهیم علیه السلام نمی گوید:« او به من غذا و آب مي دهد و اگر بيمار شوم او مرا شفايم مي دهد» و مگر نمی گوید: » او مرا مي ميراند و آنگاه او مرا زنده ام مي کند» بنابراين شفا به دست خداست؛ مرگ به دست خداست و بدون درخواست او هيچ راهي براي شفا نيست و نه گريزي از مرگ که قضا و قدر از اوست.
8- چنان که در بخشهاي ٣ و ٤ گفته شد ميتوان اين ويراني و نابساماني را همچنان نگاه داشت.
9- هرج و مرج را مي توان حفظ کرد. بايد اين انديشه را گسترش داد که اسلام يك دين عبادي است؛ سازماندهي ندارد محمّد صلي الله عليه و آله و سلم و جانشينانش هيچ يك وزير، نظام، اداره و قانون نداشتند.
10- در هم ريختگي اقتصادي، نتيجه طبيعي آشفتگيهاي از پيش گفته است.آتش زدن فراوردههاي کشاورزي، غرق کردن کشتيهاي بازرگاني، به آتش کشيدن بازارها، شكستن سدها که آب در شهرها و کشتزارها مي افكند و ريختن سم در آبهاي آشاميدني اين درهم ريختگي را مي افزايد.
11- حاکمان را مي توان به فساد، شرابخواري، قمار و ريخت و پاش دارايي ها در امورشخصي تشويق کرد تا چيزي براي سلاح و مخارج ارتش باقي نماند.
12- مي توان شايع کرد که اسلام زن را تحقير مي کند مگر در قرآن نيامده است که « مردان سرپرست زنانند» و مگر در سنت نیست که «زن همه شر است».
13- آلودگي و ناپاکي به طور طبيعي پيامد کم آبي است؛ بايد با هر نيرنگي از افزايش آب جلوگيري کرد.

 
ارسال شده در ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط arsh


قابل توجه دوستانی که می گویند سیاسی ننویس:

رفقا گلایه می کنند که چرا فقط سیاسی می نویسم اصل دین است و دین اصل!!

به دوستان بارها گفته ام که این وبلاگ را فقط به دو دلیل افتتاح کردم :

اول: تفکر امام خمینی(ره) ( روحی فداه) که اعتقاد داشت دین از سیاست جدا نیست بلکه این دو مکمل یکدیگرند!

دوستان بزرگوار:

تعریف و تفسیری که امام راحل از دین ارائه می دهد را باید عمیقا مورد توجه قرار دهیم. نگوییم ما باید به عبادت بپردازیم  و ما را با سیاست کاری نیست!!

عده ای می گویند سیاست پدرو مادر ندارد و... از این حرفا که ما را از امام و آرمان های انقلاب دلزده و از مسایل مهم کشور بی خبر کنند. رفقا اینها کار دشمن است، حواسمان باشد فریب این حرفها را نخوریم...

از نگاه امام دین مجموعه قوانین فردی و ارتباط انسان با خدا تفسیر شده است. امام عقیده دارد که دین تنها در معنویات ظهور پیدا نمی کند بلکه دین مجموعه ای از قوانین فردی و سیاسی و  ... است که مسایل سیاسی آن از مسایل عبادیش بیشتر است و هیچ موضوع حیاتی در سیستم قانونگذاری اسلام فاقد برنامه نیست.

امام راحل فرمود: «اسلام مکتبی است برخلاف مکتبهای غیر توحیدی، در تمام شوون فردی، اجتماعی، مادی، معنوی، فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی دخالت ونظارت دارد و از هیچ نکته ولو بسیار ناچیز ... فروگذار نکرده است.» «اسلام دینی است که احکام عبادیش سیاسی است این جمعه این خطبه های جمعه آن عید آن خطبه های عید، این اجتماع این مکه این مشعر این منی این عرفات همه اش مسایل سیاسی است

«بسیاری از احکام عبادی اسلام منشا خدمات اجتماعی و سیاست است. عبادتهای اسلام اصولا تمام با سیاست و تدبیرجامعه است. مثلا نماز جماعت و اجتماع حج در عین حال معنویت آثار اخلاقی واعتقادی حائز آثار سیاسی است. »

و دلیل دوم: توصیه امام خامنه ای(جانها فدایش) که فرمودند:

اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که

 بصیرت خودتان را زیاد کنید.

وبلاگ دینی فراوان است و علما و فضلا و فقها بسیاررر!!

عرش نیوز را از آن جهت عرش نیوز نامیدم که اخبار و اطلاعات سیاسی روز و خاص را که یک بچه حزب اللهی باید بداند و با بصیرت هم بخواند نشر دهم.

اگر بچه حزب اللهی ها از سیاستی که امام (ره) همیشه از آن می گفت حرف نزنند پس چه کسی حرف بزند؟چه کسی راه ایشان را ادامه دهد؟ چه کسی از انقلابی که هزاران هزار شهید و کشته داد باید حفاظت کند؟

- نعیما طاهری ها!؟؟؟که از امام و اندیشه و تفکرش هیچ نفهمیدند؟!!

 



خبرنامه دانشجویان ایران:نعیمه اشراقی طی روزهای اخیر با انتشار تصویری عجیب از دختر خود در صفحه شخصی اش در فیس بوک ؛ تعجب همگان را برانگیخته است.
جام نوشت:
 
 وی به بهانه برگزیده شدن دخترش در یکی از مسابقات داخلی دانشجویان دانشگاه محل تحصیل وی؛تصاویری را از او در هنگام دریافت جایزه منتشر و در توضیح آن آورده است : "نعیما طاهری دختر جوان ایرانی در مسابقه OCE از ایالت انتاریو کانادا مقام اول را کسب کرد.
 
حدس بزنید این دانشجوی ایرانی کیست؟ دخترم نعیما دانشجوی رشته روابط بین الملل، در این مسابقه هزاران دانشجو برای کسب رتبه اول با هم رقابت می کنند.

آقای دکتر رضا مریدی وزیر تحقیقات و فن آوری ایالت انتاریو و دکتر تام کور رئیس موسسه Ontario Centres of Excellence جوایز مسابقه را اهدا می کنند.
باآرزوی موفقیت تمام دانشجویان ایرانی در سراسر جهان..."

نکته قابل توجه در این تصویر منتشره از سوی نعیمه اشراقی این است که وی اقدام به دستکاری در نحوه پوشش دخترش نموده است و به نوعی با این کار تلاش خود را در جهت پنهان نمودن پوشش اصلی او به کار بسته است!

این اقدام خانم اشراقی در پوشاندن لباش بلند به دختر خود( فوتوشاپ) این سوال را مطرح می کند که اگر وضع لباسش زننده است چرا اجازه داده که دخترش اینگونه در مجامع عمومی ظاهر شود و اگر بد نیست پس چرا او را پوشانده است.

گفتنی است سخنان وی درباره بحث حجاب در جامعه در بهمن ماه سال گذشته جنجال های فراوانی به پا نمود.

نعیمه اشراقی در مصاحبه خود با یک روزنامه اصلاح طلب نظر در مورد حجاب بی پروایی را به حد اعلا رساند و علی رغم تاکیدات حضرت امام (ره) و مراجع عظام مبنی بر حفظ حجاب اسلامی می گوید:

" به نظر من، بسیار بهتر بود که ما حجاب را اجباری نمی کردیم. به خاطر اینکه ما با اجباری کردن حجاب، می خواستیم حاشیه امنیت جامعه را بالا ببریم، اما دقیقا برعکس ش عمل کردیم و امنیت را پایین آوردیم. وقتی ما در جامعه حجاب را اجباری کردیم، محدودیت و ممنوعیت ایجاد کردیم، روابط دختر و پسر را ممنوع کردیم، همه این مسائل از خیابان ها به درون خانه ها رفت.
کسانی که به مسائل دینی اعتقادی ندارند، وقتی در خیابان به خواسته های خود نمی رسند، در خانه ها، از مواد مخدر، مشروب و … استفاده می کنند و روابط غیراخلاقی میان دختر و پسر شکل می گیرد. در نتیجه ما امنیت را برای نسل جوان پایین آوردیم.
من چون در دو شهر لندن و تورنتو مدتی زندگی کرده ام، تفاوتهای این دو شهر را با شهری مانند تهران دیده ام و می دانم. مشکلات دختر جوانی که در تهران، از منزل خارج می شود و مسیری را طی می کند تا به مقصد برسد، خیلی بیشتر از مشکلات دختر جوانی در شهری مانند تورنتو است. در آنجا، یک دختر جوان با یک خانم مسن و یا یک آقا فرقی ندارد و هیچ کس به او تعرضی نمی کند و امنیت بالا است!"

در ذیل میتوانید تصاویر مربوط به صفحه شخصی نعیمه اشراقی در فیس بوک و همچنین تصاویر اصلی مربوط به دختر وی را مشاهده نمایید:

تصویر دستکاری شده در صفحه فیس بوک نعیمه اشراقی


 

تصاویر اصلی منتشره در سایت دانشگاه

 

 

 



وقتی ضدانقلاب ناموس فکری امام(ره) را هدف قرار دادند، شما کجا بودید؟

 آیت الله هاشمی رفسنجانی در دیدار شرکت کنندگان همایش میثاق با حضرت امام خمینی(ره) در حسینیه جماران مطالب خوبی مطرح کرده‌اندکه قابل تامل و دقت است. ایشان فرموده‌اند «کسانی که یاران مخلص امام را تار و مار کردند ظلم کردند»(۱) و نیز فرمودند: «کسانی که بعد از مدتها خواستند عصر امام را کهنه کنند ظلم کردند»(۲)

 آیت الله هاشمی رفسنجانی در دیدار شرکت کنندگان همایش میثاق با حضرت امام خمینی(ره) در حسینیه جماران مطالب خوبی مطرح کرده‌اندکه قابل تامل و دقت است.

ایشان فرموده‌اند «کسانی که یاران مخلص امام را تار و مار کردند ظلم کردند»(۱)
و نیز فرمودند : «کسانی که بعد از مدتها خواستند عصر امام را کهنه کنند ظلم کردند»(۲)
این دفاع از امام (ره) و یاران مخلص امام ستودنی است اما چرا حالا؟ برگزاری همایش میثاق با حضرت امام خمینی (ره) در حسینیه جماران بسیار خوب است اما چرا حالا؟

آن وقت که روسیاهانی در همین مطبوعات دوم خردادی فریاد برآوردند «امام خمینی(ره) را باید به موزه تاریخ سپرد»! یاران مخلصی که آیت الله هاشمی از آنها یاد می‌کند کجا بودند؟

آن هنگام که لشکر وحشم مدرنیته در مطبوعات و مطبوعات وابسته به بی بی سی و سی ان ان و رژیم صهیونیستی در ایران بی محابا به امام (ره) اهانت می‌کردند و به قول آقای هاشمی می خواستند عصر امام را کهنه کنند، چرا زبان گویای انقلاب در کام ایشان نچرخید و از ظلمی که به امام رفته دفاع نکرد؟آن هنگام که برخی رکن چهارم دموکراسی را در ایران ستون پنجم دشمن کردند بخشی از یاران امام (ره) کجا بودند؟ 

در روز قدس ۸۸ چرا لشکر اشرار و منافقین جدید و قدیم آرمانهای امام (ره) را در مورد رهایی قدس شریف به سخره گرفتند و شعار نه غزه ، نه لبنان جانم فدای ایران سر دادند، آقای هاشمی چرا از آرمان امام دفاع نکرد و در روز ۱۳ آبان ۸۸ که استکبار ستیزی امام (ره) را به سخره گرفتند چرا در یک جمله از امام (ره) دفاع نکرد و یاران مخلص امام که آقای هاشمی مدعی است به آنها ظلم 
شده است آن هنگام کجا بودند؟

در روز ۱۶ آذر ۸۸ وقتی در دانشگاه تهران عکس امام(ره) را آتش زدند و از سیمای جمهوری اسلامی این ظلم به امام (ره) به نمایش در آمد تا خباثت جنبش سبز و پیاده نظام رژیم صهیونیستی در تهران شناسایی شود چرا برخی از یاران مخلص امام (ره) مورد نظر آقای هاشمی یک کلام از امام (ره) دفاع نکردند؟ در روز عاشورای ۸۸ وقتی ضد انقلاب، کفار و منافقین حریم و حرمت شعائر کربلا را نادیده گرفتند و مستقیما ناموس فکری امام (ره) یعنی «اصل ولایت فقیه» را هدف قرار دادند چرا یک کلمه از یاران مخلص امام مورد نظر آقای هاشمی صادر نشد؟

تنها کلمه‌ای که از یک روسیاه سیاسی که اسیر جنگ نرم دشمن بود و فتنه را مدیریت می‌کرد و خود را جای یاران امام جا زده بود صادر شد این بود که اینها مردان خدا جوی بودند!

آن وقت نه آقای هاشمی سخن گفت و نه یاران مخلص حضرت امام (ره) دفاعی از مظلومیت نظام، امام و انقلاب کردند.

چه کسی یاران مخلص امام (ره) را تار و مار کرد؟ آنها که در منشور برادری، حضرت امام به عنوان یک ضلع و یک جناح مورد خطاب امام بودند چرا رسالت دفاع از امام و نظام را به فراموشی سپردند و در روز قدس، روز ۱۳ آبان ، روز ۱۶ آذر و بالاخره روز عاشورای ۸۸ به چه کاری مشغول بودند؟ و میثاق خود با امام(ره) و شهدا را چگونه تجدید کردند و وفاداری به اسلام را چگونه نشان دادند؟
آیت الله هاشمی در این دیدار نیز فرموده‌اند«کسانی نمی خواهند عصر امام (ره) تکرار شود.»(۳)

چه کسانی نمی‌خواهند عصر امام(ره) تکرار شود؟ عصر امام چه ویژگی هایی داشت؟ آیا امام اجازه می‌داد رای ملت که میزان است نادیده گرفته شود؟ چراآقای هاشمی و دوستانشان (بخوانید بخشی از یاران مخلص امام به تعبیر وی ) رای پابرهنگان و محرومان را به منتخب ملت در سال ۸۸ برنتافتند و مهر تائید بر شورش اشرافیت بر جمهوریت زدند و مشارکت ۸۵ درصدی مردم و نیز رای ۷۲ درصدی منتخب ملت را به تیر تقلب و دروغ آلودند و حاضر نشدند رای و داوری هیچ نهاد فیصله بخش و قانونی را برتابند.

آیا در عصر امام (ره)، امام اجازه محاربه با نظام و اغتشاش، به بهانه تقلب در انتخابات را می‌داد؟
بنابر یک گزارش علمی و تحقیقی که از سوی دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم منتشر شده، مطبوعات زمان دولت اصلاحات از سال ۷۷ تا ۸۴ بالغ بر ۲۳۵۰ شبهه علیه این انقلاب، نظام، فقه، ولایت فقیه، وحی، قرآن و … تولید کردند. فرمانده این تولید اکنون با دوستان خود در بی بی سی علیه انقلاب سخن پراکنی می کند . آیا در عصر امام (ره) ایشان اجازه این توطئه و فتنه انگیزی را می داد . یاران مخلص امام (ره) در ۸ سال دوره اصلاحات کجا بودند و با این تولید انبوه علیه مبانی نظام و اسلام چه کردند؟

امام (ره) در عصر خود وقتی با توطئه مطبوعات و رسانه ها روبه رو شد صریحاً فرمودند : «برخی در روزنامه ها مشغول فتنه انگیزی هستند این توطئه است. قبل از اینکه مردم جلوی اینها را بگیرند مسئولین جلوی آنها را بگیرند» (۴)

آن زمان آقای هاشمی و یاران مخلص امام (ره) به توطئه و فتنه مطبوعات خاتمه دادند و آنها را بستند. اما در مقطع ۷۷ تا ۸۴ که شاهد شارلاتانیسم مطبوعاتی بودند سکوت کردند تا آنها فتنه ۱۸ تیر ۷۸ را سامان دادند . این سکوت ادامه یافت تا اینکه فتنه ۸۸ فوران کرد. سئوال ملت از یاران مخلصی که از آنها یاد می شود این است که چگونه از میراث امام (ره) صیانت کردید و آن روز که عده ای مشغول تار و مار کردن افکار امام و اصل دین بودند کجا بودید و امروز کجا هستید؟
رهبری و ملت در برابر این شرارت ها ایستادند، قیام مردم در ۹ دی به این خباثت پایان داد. باید از این ملت سپاسگزار بود که اقتدار و امنیت ملی را پاس داشتند و انقلاب را در ریل مردم سالاری دینی انداختند.

امروز ما دولتی داریم در مرز اعتدال و عبور از افراطی گری‌های ۸ ماهه سال ۸۸ که باید این نعمت بزرگ را شاکر بود. شکر این نعمت آن است که دوباره همه زیر سقف جمهوری اسلامی به دفاع از نظام ، ولایت، رای ملت، قانون اساسی و اقتدار و امنیت ملی فکر کنیم.

مردم به صحابه امام (ره) احترام می گذارند و امروز از خود می‌پرسند بخشی از آنها کجا هستند و چرا در آن روزهای غربت نظام به دفاع از امام و انقلاب نپرداختند؟ رئیس جمهور محترم توصیه می‌کند گذشته را فراموش کنیم و کینه ها را از دلها بیرون کنیم. دراردوگاه یاران امام (ره) کینه ای از کسی که روزگاری بی مهری به امام و نظام داشته وجود ندارد اما سئوال این است آیا کسانی که مدعی فراموش کردن حوادث تلخ گذشته هستند کینه های خود را از رای ملت وبی مهری ها به امام وانقلاب از دل بیرون کرده‌اند؟

اگر کرده‌اند این سخن چیست که در همایش میثاق با حضرت امام خمینی‌(ره) آن هم در جماران گفته می‌شود. البته ملت ما مدتها بود منتظر تجدید میثاق برخی با امام (ره) بود ولو این تجدید میثاق دیر هنگام باشد. امیدواریم این میثاق در هنگام فتنه و توطئه علیه امام و نظام همچنان پابرجا باشد نبرد نرم آمریکا علیه ملت و نظام هنوز پایان نیافته است. امیدواریم در وسط معرکه این نبرد دستان همه یاران مخلص امام در دست هم و دستان آنها در دستان امام مسلمین و ملت باشد. /جهان نیوز

پی نوشتها:  

۱و۲- روزنامه شرق ۹/۶/۹۲ صفحه ۱۵
۳-آرمان ۹/۶/۹۲ صفحه ۲
۴- صحیفه نور ج ۱۲ به تاریخ ۱۵/۵/۵۹



پژوهشگر موسسه کیهان گفت: علی ربیعی روز 2 تیرماه 1392 در دانشگاه تهران گفت رای مردم به حسن روحانی ناشی از «لج ملی» و «ترس عمومی» از حاکمیت است.

پیام فضلی نژاد در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، در پاسخ به این سوال که «برخی وزرای کابینه از جمله علی ربیعی درباره فتنه 88 مدعی هستند که بعد از خطبه 29 خرداد رهبری سکوت کرده‌اند، آیا این تعداد شایستگی وزیر شدن در نظام اسلامی را دارند؟» گفت: علی ربیعی یکی از مغزهای متفکر فتنه 1388 است و چنان که در 18 آبان 1381 می‌گوید دستور کارش «احیای جنبش‌های خاموش اجتماعی» می باشد و با تحلیل آرای ایشان می‌توان به معنای درونی این گزاره دست یافت.

http://i2.mixna.ir/2013/08/05/16318821_7594181deecb.jpg

نویسنده کتاب «شاه‌کلید انگلیسی» درباره مبنای فکری علی ربیعی اظهار داشت: آقای ربیعی سال 1380 کتاب «جامعه‌شناسی تحولات ارزشی» را با موضوع واکاوی «رفتارشناسی رای دهندگان در انتخابات دوم خرداد 76» منتشر کرد. در این کتاب آقای ربیعی نتیجه انتخاب سیدمحمدخاتمی به ریاست‌جمهوری را «نه به حاکمیت» تفسیر می‌کند و در صفحه 25 آن می‌نویسد که مرجعیت و گروه‌های مرجع جمهوری اسلامی «به طور عجیبی موقعیت خود را از دست داده‌اند.» ربیعی سپس با یک سفسطه بزرگ می‌نویسد «به نظر می‌رسد بسیاری از اشکال مذهب» - یعنی فرقه ها و عرفان های کاذب- تقویت شده‌اند، اما نتیجه انتخابات دوم خرداد «مشخص ساخت که نهادهای روحانی کارکردهای سنتی خود را تا حدودی از دست داده‌اند.»

وی ادامه داد: آقای ربیعی کسی است که در تیم «تمهید مقدمات فتنه» یک نقش فعال داشت؛ او بر مبنای پیش فرض های تئوریک خود که ‌‌آنها را به قلم خود در سه کتاب «جامعه‌شناسی تحولات ارزشی»، «معمای دولت مدنی در جهان سوم» و «زنده‌باد فساد» مبرهن و مستدل کرده، نظم سیاسی نظام الیگارشیِ ایالات متحده را بر قواعد حکومت دینی رجحان و برتری داده است.

فضلی‌نژاد با بیان اینکه منابع پژوهشی آقای ربیعی متکی بر نظریه‌های «حسین بشیریه» در زمینه «دموکراتیزاسیون» است، افزود: برای تیم امنیتی اصلاح‌طلبان رادیکال، «دموکراتیزاسیون» اسم مستعار «کودتای مخملی» بود و بشیریه با ترجمه آرای «ساموئل هانتینگتون» (تئوریسین امنیتی برجسته آمریکا و رئیس آکادمی علوم سیاسی ایالات متحد) تئوری‌هایی که نتیجه آن فروپاشی حکومت‎‌های ایدئولوژیک و ضدسرمایه‌داری است، به امثال «سعید حجاریان» و «علی ربیعی» آموخت. تحلیل ربیعی در کتاب «جامعه‌شناسی تحولات ارزشی» کاملاً مبتنی بر رویکردهای «علم سیاست آمریکایی»است. وی معتقد است که ارزش‌های بنیادین و نخستین انقلاب اسلامی به سبب «پایان فضای ارزشی جنگ، در کنار تحول جمعیتی همراه با آثار برنامه‌های سازندگی کافی بود تا سلسله مراتب ارزشی جامعه تغییر کند.» شگفت‌انگیز این است که آقای ربیعی در صفحه 184این کتاب می‌نویسد «هر چه سواد مردم بالا رفته، نگرش‌های نوپدید دلایل انتخاب آقای خاتمی را باعث شده است.»


پژوهشگر کیهان با بیان اینکه «تمام پیش‌فرض‌های تئوریک و امنیتی آقای ربیعی اکنون پس از 10 سال منسوخ، بی اعتبار و فروپاشیده است»، گفت: آقای ربیعی یک تئوریسین بی اعتبار است که نظریاتش منسوخ شده است، چون اگر سطح سواد ملاک انتخاب تزهای سکولار در ایران و انتخاب آقای خاتمی در سال 1376 شد، مگر هشت سال بعد سطح سواد جامعه بالاتر نرفت و دشمن سرسخت خاتمی به کرسی ریاست‌جمهوری دست نیافت؟ بنابراین در مرحله اول، صلاحیت‌های علمی آقای ربیعی زیر سوال است، چون خیال می‌کرد با ارتقای سطح دانش مردم اولاً روحانیت کارکرد و نفوذ خود را از دست داده است و ثانیاً دوره ارزش‌های دینی-انقلابی به پایان رسیده است و بنابراین مردم به حاکمیت «نه» گفته‌اند، اما دیدیم که چهار سال پس از انتشار کتاب «جامعه‌شناسی تحولات ارزشی»، با انتخاب آقای احمدی‌نژاد به ریاست‌جمهوری، همه این فرض‌های متوهمانه فروپاشید.


فضلی‌نژاد درباره دومین کتاب ربیعی با نام «معمای دولت مدنی در جهان سوم» گفت: این کتاب وقتی منتشر شد که «حسین بشیریه» از ایران گریخت و به عنوان پژوهشگر به «بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی» (بازوی پژوهشی سازمان سیا) پیوست. ربیعی در این کتاب نیز به مبانی تئوری‌های بشیریه وفادار است و الگوی آمریکایی «گذار به دموکراسیون» (دموکارتیزاسیون) و نوسازی سیاسی برمبنای ماهیت «توسعه نئولیبرال» را همچنان ترویج می‌کند؛ هرچند با زیرکی اشاره مشخصی به آن ندارد، الگویی که مبنای نظری «فتنه 1388» بود. در صفحه 650 این کتاب آقای ربیعی می‌نویسد که «یک نظام سیاسی برای انجام اصلاحات و نوسازی باید به دگرگون سازی ارزش‌ها و ساختارهای مقابل فرآیند توسعه» اقدام کند. در واقع، دستور کار آقای ربیعی نابودسازی ارزش‌های سنتی است و البته با زیرکی این نظریه را تئوریزه می‌کند.


نویسنده کتاب «ارتش سری روشنفکران» درباره همکاری علی ربیعی با هسته مرکزی فتنه 1388 گفت: علی ربیعی روز 2 تیرماه 1392 در میزگردی با حضور حمیدرضا جلایی‌پور و علی محمد حاضری در دانشگاه تهران حاضر شد و گفت رای مردم به حسن روحانی ناشی از «لج ملی» و «ترس عمومی» از حاکمیت است. در واقع، ربیعی همان تحلیل‌های منسوخی که درباره انتخابات دوم خرداد ارائه داده بود و بی‌اعتباری آن‌ها را دیدیم، درباره انتخابات 24 خرداد 1392 نیز ارائه داد. کسی که زاویه دید نظری او این‌چنین بیمار و متوهم است، آیا می‌تواند عضوی از کابینه و در راس یک وزارتخانه اقتصادی مهم قرار گیرد؟


فضلی‌نژاد اذعان کرد: نباید مدیریت وزارت کار و رفاه و تامین اجتماعی که متولی امور سندیکاهای کشور و دارای منابع عظیم مالی است، تحت مدیریت فردی مانند آقای ربیعی قرار گیرد که در کنار سعید حجاریان، مغز متفکر جنگ روانی فتنه 1388 بوده است و همچنان آرا و مقالات او در ماهنامه «مهرنامه» به مثابه ارگان فعالان فتنه 88 منتشر می‌شود. آقای ربیعی با ارگان‌های فعال مطبوعاتی فتنه همچنان در ارتباط است و یک‌ماه پیش نیز نتیجه انتخابات را «لج ملی» و «ترس عمومی» از حاکمیت تفسیر می‌کند که این تفسیر نشان می‌دهد که هیچ دگرگونی یا تغییری در مبانی تئوریک وی پدید نیامده است.


پژوهشگر موسسه کیهان در پایان گفت: ارتباط آقای ربیعی در دهه 1370 و 1380 با گروه‌های تندرو مانند «دفتر تحکیم وحدت» ارتباط مستمر و آشکاری است که فقط به یک نمونه آن اشاره می‌کنم. ربیعی در دومین سالگرد حادثه کوی دانشگاه در تیر ماه 1380 همراه افراطی‌ترین چهره‌های اردوگاه اصلاحات مانند «مصطفی تاج زاده»، «حسین بشیریه»، «هاشم آغاجری» و «سعید حجاریان
» در همایش‌ «دفتر تحکیم وحدت» حضور پیدا کرد و به ایراد سخنرانی تندی پرداخت. این سوابق در کنار نظریه‌های بی‌اعتبار و منسوخ آقای ربیعی به همراه فعالیت فعلی ایشان با ارگان‌های مطبوعاتی- دانشگاهی هسته مرکزی فتنه 1388 نشان می‌دهد که آقای ربیعی صلاحیت حضور در کابینه را به عنوان وزیر ندارد.

ارسال شده در ساعت 2:31 بعد از ظهر توسط arsh


امام خمینی(ره) خصوصیات کسانیکه باید به آنها ری داد را تشریح فرموده است:

به اشخاصی که احتمال انحراف آنها می رود ری ندهید.

از رهنمودهای امام راحل در تاریخ 18/2/59

سرانجام بعد از 4 روز بحث فشرده و اظهارنظر مفصل نمایندگان موافق و مخالف 15 تن از وزرای پیشنهادی رئیس‌جمهور محترم از مجلس شورای اسلامی رأی اعتماد گرفتند و تنها سه نفر از کسب رأی لازم برای حضور در وزارتخانه‌های پیشنهادی بازماندند.

کسانی که مباحث مطرح شده در جریان رسیدگی به صلاحیت وزرای پیشنهادی را -که مستقیما از رسانه ملی پخش می‌شد- دنبال کرده‌اند، اولین تعامل دولت و مجلس را صرفنظر از برخی موارد، مثبت ارزیابی می‌کنند و به جدی بودن بحث‌ها، متانت در اظهارنظرها و پشتکار و حوصله نمایندگان و نامزدهای وزارت، نمره قبولی می‌دهند، اما، این کارنامه خالی از برخی نقاط ضعف نیز نبوده است که اصلاح و «تجدید» نظر در آن ضروری است و می‌تواند از آسیب‌های جدی پیشگیری کند. از جمله، آن که؛

1- تعدادی از نمایندگان محترم «اصلاح ذات‌البین» و «حل اختلافات» برای نادیده گرفتن حضور برخی از وزرای پیشنهادی در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 به ضرورت «اصلاح ذات‌البین» و اهمیت «حل اختلافات» استناد می‌کردند و یکی از آنان با تمسک به آیات قرآن و کلام مولا علی(ع) که در آن بر اصلاح ذات‌البین و رفع اختلافات تأکید شده است، خطاب به نمایندگان می‌گوید؛ «بیایید اختلافات را برطرف کنیم» و رأی به همه کاندیداها را مصداق اصلاح ذات‌البین تلقی می‌کند در حالی که باید توجه داشت مجلس شورای اسلامی شورای حل اختلاف نیست و نمایندگان را نباید ریش‌سفیدانی تلقی کرد که وظیفه و رسالت آنها اصلاح ذات‌البین است! بلکه نمایندگان طبق قانون و وظیفه محوله می‌بایست تک‌تک کاندیداهای وزارت را مورد ارزیابی قرار داده و تنها پس از احراز صلاحیت آنها به آنان رأی اعتماد بدهند.
علی(ع) خطاب به کارگزارانش تاکید می‌فرماید که مسئولیت امانت است و طبق آموزه قرآن امانت را باید به اهلش سپرد. عرصه رأی اعتماد شناسائی دقیق امین برای سپردن امانت به اوست و چه مسئولیتی حساس‌تر از پست وزارت!
اگر امیرالمؤمنین(ع) توصیه به اصلاح ذات‌البین می‌فرمایند منظور رفع اختلاف بین دو شریک، زن و شوهر، دو همسایه و... نظایر آن است وگرنه حضرت در پاسخ کسانی که به ایشان توصیه می‌کردند به طلحه و زبیر پستی بدهد و آنها را با خود همراه کند، می‌فرمودند؛ «ولولا حرصهما علی ذلک لکان لی فیهما رای» اگر آنان برای دستیابی به قدرت حریص نبودند، این امکان وجود داشت، یعنی در سپردن مسئولیت‌ها به افراد نمی‌توان مسامحه کرد.
2- برخی از نمایندگان محترم در موافقت با وزیر پیشنهادی و شماری از وزرای پیشنهادی نیز در دفاع از صلاحیت خود به سوابق مثبت خویش در دوران قبل از انقلاب، فعالیت‌های اسلامی و انقلابی در خارج کشور و یا حضور و فعالیت قابل قبول در دوران حضرت امام(ره) استناد می‌کردند که در صحت بسیاری از این سوابق مثبت جای تردید نیست اما، سخن آن است که آیا برخورداری از سوابق ارزشمند بدون در نظر گرفتن تداوم آن می‌تواند ملاک و معیار قابل استنادی برای احراز صلاحیت باشد؟ به عنوان مثال: در بسیاری از مقاطع تاریخی و از جمله در صدر اسلام می‌توان افراد و شخصیت‌هایی را آدرس داد که در آغاز، سابقه و کارنامه درخشانی داشته‌اند ولی بعدها، به هر علت لغزیده و از بستر عدالت و پاکی بیرون رفته‌اند. کسانی در عصر پیامبر اعظم(ص) به حمایت از آن حضرت و دفاع از اسلام، با ایشان همراه بودند ولی بعد از رحلت رسول خدا(ص) به دلایلی که شرح آن فصل جداگانه‌ای می‌طلبد، ساز دیگری کوک کردند و در قبال ولایت و حاکمیت حضرت امیر علیه‌السلام، توقف و سکوت نموده و کوچکترین حمایتی نکرده و یا به مخالفت و معارضه پرداختند و یا برخورد دوگانه و دو پهلویی داشتند. کسانی که در جبهه واحد پشت سر پیامبر(ص) قرار داشتند پس از رحلت آن رهبر بزرگوار در چهار جبهه متفاوت جای گرفتند. جمعی که دختر پیامبر(ص) حضرت فاطمه زهرا(س) در رأس آنها بود و افراد وارسته‌ای نظیر سلمان، مقداد، ابوذر، مالک اشتر و... را شامل می‌شد، بر محور علی(ع) حرکت کرده و با همه توان از ولایت حمایت کردند و گروهی مانند طلحه و زبیر به مقابله با حضرتش برخاستند و در توطئه‌ها و قتلها... دخیل بودند و جمعی دیگر نظیر ابوموسی و عبدالرحمن‌بن عوف متوقف شده و سکوت پیشه کردند و به هشدارهای حکیمانه و درس‌آموز امیرالمؤمنین(ع) پاسخ مثبتی نداده بلکه با سکوتشان جبهه فتنه را تأیید کردند و گروهی نیز مشی دوگانه برگزیدند و... سؤال این است که آیا می‌توان همه آنان را در یک صف دید و مواضع و عملکرد متفاوت آنها را نادیده گرفت؟ واقعیت تلخ تاریخ این بود که گروهی رهبری حضرت موسی(ع) را پذیرا بودند اما رهبری هارون را پس از موسی برنتابیدند همان‌طور که جملگی رهبری پیامبر اعظم(ص) را پذیرفتند اما موضع و رفتار آنان در برابر علی(ع) متفاوت و مغایر بود؛ حال در مورد کسانی که در قبال رهبری هارون نبی و امیرالمؤمنین(ع) گرفتار تردید و چالش شدند چگونه باید قضاوت کرد؟ آیا می‌توان این انحراف را ندیده گرفت؟
3- شماری از نمایندگان محترم و یا نامزدهای پیشنهادی برای وزارت با اشاره به سوابق برخی از افراد از جمله مسئولیت و یا عضویت ستاد انتخاباتی فلان کاندیدا در سال 88 و یا اعتراض به انتخابات و یا شرکت در آشوب‌های خیابانی، بی‌تفاوتی در مقابل هنجارشکنی‌ها و همراهی با بیگانگان در فتنه 88، با تظاهر به تعجب می‌پرسیدند؛ مگر عضویت در ستاد فلان فرد و یا اعتراض به انتخابات و یا شرکت در یک تجمع جرم است؟ پاسخ این پرسش‌ها منفی است و کسی نمی‌خواهد بگوید همه آن موارد جرم است اما سؤال این است که مگر مجلس در جایگاه محکمه و یا نمایندگان در جایگاه قاضی و بازپرس قرار دارند؟ در بحث رأی اعتماد موضوع، اثبات یا عدم اثبات جرم نیست که این مأموریت برعهده قوه قضاییه است. مسئولیتی که متوجه نمایندگان محترم مجلس است، احراز صلاحیت وزیران پیشنهادی است و بر فرض که برخی از موضع‌گیری‌ها و رفتارها دارای وصف مجرمانه نباشد اما می‌تواند صلاحیت نامزد معرفی شده را برای تصدی پست‌های حساسی نظیر وزارت، ‌نفی کند. به عنوان مثال کسی که در جایگاه یک شخصیت شناخته شده در مقابل فتنه 88 سکوت کرده است، شاید سکوت او جرم قابل پی‌گیری در محاکم قضایی نباشد ولی بی‌خیالی وی در مواجهه با آن حرکت براندازانه کمترین صلاحیتی برای وزیر شدن او باقی نمی‌گذارد. و البته، این همه در حالی است که فقط سکوت کرده باشد و نه آن که دست‌اندرکار فتنه و آتش‌بیار آن معرکه آمریکایی- اسرائیلی بوده باشد.

و در خاتمه نباید این واقعیت محسوس و نقطه قوت برجسته را نادیده گرفت که برائت از فتنه 88، نفی ادعای دروغین تقلب درانتخابات پیشین ریاست‌جمهوری و مخصوصا؛ تاکید بدون استثناء نمایندگان و وزیران پیشنهادی بر پیروی از منویات رهبر معظم انقلاب فضای حاکم بر مذاکرات مورد اشاره بود. نکته‌ای که عصبانیت توأم با ناامیدی مدیران بیرونی فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 و اصحاب داخلی آن فتنه را در پی داشت و هنوز هم دارد.

علی شاهرودی-روزنامه کیهان


چند روز پیش به همراه خانواده فیلمی را دیدم که چندین بار مرا به یاد فیلم های اصغر فرهادی انداخت، محتوای ضد اسلامی و لیبرالیستی این فیلم برایم تعجب آور نبود چراکه انگار ساخت این گونه فیلم ها در کشور اسلامی(!)ایران امری طبیعی و عادی شده،

"قاعده تصادف" وقتی نظرم را به خود جلب کرد که روی جلد دی وی دی آن را خواندم:

 " برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه از سی و یکمین جشنواره فیلم فجر"!!!

فیلم "قاعده تصادف"در مورد چند دختر و پسر جوان تئاتری است که 6 ماه است نمایشی را تمرین کرده و خود را برای شرکت در یک جشنواره خارجی آماده نموده اند. اما بدلیل عدم موافقت والدین شان با این سفر خارجی و نیز بطور کلی با تئاتر، هرکدام دروغی به خانواده شان گفته اند و در این میان شهرزاد که با دروغ به پدرش مخالف است، قضیه را با او در میان می گذارد ولی با مخالفت پدر مواجه می شود...

                                                  

داستان فیلم همان ماجرای همیشگی تفاوت و فاصله میان نسلها و در واقع این بار مظلومیت جوانان اهل تئاتر است که از والدین خود بخاطر تئاتر بریده اند؛ بجز شهرزاد که اعتقاد دارد دروغ و مخفی کاری کار درستی نیست و در مقابل پدرش صداقت به خرج می دهد ولی نهایتا پدر وی برای گروه مشکل تراشی کرده و همه برنامه هایشان را بر هم می زند. این موضوع از یک جهت این معنا را به ذهن متبادر می سازد که اگر شهرزاد نیز مثل سایر دوستانش عمل می کرد و دروغ می گفت، هیچ مشکلی هم پیش نمی آمد.

پدر شهرزاد (با بازی امیر جعفری) یک مرد ظاهرا متشخص است و علاقه زیادی به دخترش دارد ولی در گفتگوی طولانی وی با دخترش که منجر به کتک زدن شهرزاد نیز می شود، به هیچ نکته منطقی و قانع کننده ای مبنی بر دلیل مخالفتش با سفر شهرزاد اشاره نمی کند و در جواب دختر تنها به این مسئله اشاره می کند که اگه بری دیگه نمی تونم جمعت کنم! این جمله کمتر پذیرش مخاطب را بدنبال دارد؛ آن هم مخاطبی که قبل از این با شهرزاد و دوستانش آشنا شده و به آنها اطمینان نسبی پیدا کرده است؛ لذا شهرزاد را بیش از پدرش محق دانسته و با او سمپاتی بیشتری دارد. اما نقطه ضعف فیلم آنجاست که بدلیل زاویه نگاه سوگیرانه اش، نمی تواند بطور دقیق علت مخالفت برخی والدین را با این مسائل تشخیص بدهد و یا شاید بدلیل اینکه خود آن دلایل را قبول ندارد، پدر شهرزاد را نیز در گفتن آن دلایل دچار لکنت می کند.

می توان گفت خانواده در این فیلم جایگاه واقعی خود را ندارد و مقبولیت خانواده در مخالفت یا موافقتش با فرزندان تعیین می گردد و نهایتا فیلم آنها را تهدید می کند که: پدرومادرها دو راه بیشتر ندارند که یا در مقابل فرزند خود کوتاه بیایند و یا شاهد خودکشی یا فرار او از خانه باشند! در حالیکه در یک نگاه خانواده محور و مصلحانه، می بایست شهرزاد نیز بعنوان فرزند خودش را در مقابل خانواده اش هم مسئول می دانست نه فقط درمقابل علایق خودش.

                           

ادامه نقد را در ادامه مطلب بخوانید.



هر چه مولایمان بگوید، با جان و دل می پذیریم...

پاره ای از وصیت شهید محمد رضا تورجی زاده

 "تندتر از امـــام (و ولایت فقیه) نروید که پایـتان خرد می شود. از امام هم عقـب تر نمانید که منحــرف می شوید ..."

می گفت: حول یک محور بروید. یک مثال نظامی هم می زد. می گفت: "ببینید! شبها که می رویم رزم شبانه یک بلدچی جلوی ستون است. فقط او راه را می شناسد. مابقی افراد حتـــی فرمـــانده، پشت سر اوست ... این بلدچی راه را رفته و برگشته. اگر تندتر از او حرکت کنیم روی مین می رویم! اگر هم عقب تر بمانیم، یا اسیـــر می شویم یا کشتــه ... ما الان در کشورمان یک بلدچی داریم، که همه باید پشت سر او باشند. او کسی نیست جز رهبــر ما ... !" در وصیت نامه اش به این نکته اشاره کرده بود: "عزیزان! امام را همچون خورشیــــدی در نظر بگیرید و به دورش بگردید ... از مــــــدار او خارج نشوید که نابودیتان حتـــمی است ..."

بسماللهالرّحمنالرّحيم

خيلى جلسهى خوبى بود اين جلسهى امروز؛ دوستان و مسئولان محترم، بخشى از تلاشهاى خودشان را با زبان آمار و ارقام و شيوههاى كارى بيان كردند. خب، اين جلسهى ماه رمضان كه ما هر سال با مسئولان دولتى و اعضاى هيئت وزيران و رئيس جمهور محترم و معاونينشان داريم، معمول ما در اين جلسه، گزارش گرفتن نيست؛ يك نصيحتى، جملهاى از نهجالبلاغه را ما معمولاً در اين جلسه براى دوستان ذكر ميكرديم و متبرك ميشديم به كلام اميرالمؤمنين (عليهالسّلام).
 امسال و امروز من اصرار داشتم - خودم  به آقاى رئيس جمهور پيشنهاد كردم - كه دوستان صحبت كنند و گزارش دهند؛ چون روزهاى آخر اين دولت و ايام مناسبى است براى اينكه از مجموعهى كارهائى كه در اين دولت شده - البته بهعنوان يك نمائى، يك نمونهاى - گزارشى ارائه شود. و ما دوست داريم كه اين اظهاراتى كه امروز اينجا شد، به سمع مردم عزيزمان هم برسد؛ هم خواص و  كسانى كه اهل فنّند و آشنا هستند، مطلع شوند - چون بسيارى از اين مطالبى كه گفته ميشود، دوستان اينها را نميدانند؛ مىبينيم گاهى اوقات اطلاعات كافى و وافى ندارند - هم عموم مردم مطلع شوند و بدانند؛ اگرچه برخى از كارها جلوى چشم است. البته مخالفين و كسانى كه بىاطلاعند - بعضى از دستگاههاى رسانهاىِ خارجىِ مغرض، و گاهى بعضى در داخل - برخى از چيزهائى را كه جلوى چشم هم هست، انكار ميكنند. يعنى كارى انجام گرفته، جلوى چشم است، همه مىبينند، منعكس شده، اين را دوست دارند انكار كنند. كارى به اين نداريم كه حالا بعضىها ممكن است نگاه خوشبينانهاى يا دوستانهاى يا منصفانهاى نداشته باشند؛ بالاخره در فضاى عمومى كشور بايد اينها گفته شود و ثبت شود؛ اينها بسيار مهم است.
 آنچه كه من امروز بايد به دوستان عرض كنم، در درجهى اول خداقوّتى است؛ انشاءالله كه خسته نباشيد. هشت سال كار كرديد، تلاش كرديد، كارهاى خوبى انجام گرفت، تحمل زحمات كار شبانهروزى را شماها نشان داديد؛ يعنى ديده شد، احساس شد، همه فهميدند كه رئيس جمهور محترم و همكارانشان در دولت حجم كارشان بسيار بالا و پرشتاب نسبت به همهى دورههاى ديگر بود و هست؛ اين نقطهى برجستهاى است كه نبايد اين را ناديده گرفت. همهى كسانى كه ميخواهند دربارهى دولتها، دربارهى كابينهها، دربارهى رؤساى جمهور قضاوت كنند - چه پيش خودشان، چه در منظر عموم - و نظرى بدهند، خوب است به اين نكته هم توجه كنند: حجم كار بالا و تلاش خستگىناپذير و اعراض از آسايشها و آسودگىها و امتيازاتى كه معمولاً مسئولان كشورها در دنيا دارند؛ استراحت ميكنند، تفريح ميروند، امتياز ميگيرند؛ اينها را نخواستن، نديدن، طلب نكردن، امتياز بزرگى است كه اين دولت بحمدالله از اين امتياز برخوردار بود.
 يك نكتهى ديگر هم كه در مورد اين دولت در طول اين هشت سال مورد نظرم بود و بارها هم به آن اشاره كردم، اين است كه اين دولت بحمدالله توانست شعارهاى انقلاب را سر دست بگيرد و به آنها افتخار كند و آنها را در جامعه مطرح كند. يكى از كارهاى مهمى كه جبههى ضدانقلاب - چه انقلاب ما، و چه انقلابهاى ديگر - در طول تاريخ و در عرض دنيا داشتند و ميكردند، اين بوده است كه سعى كنند ارزشهاى انقلاب را كمرنگ كنند. به اينجا هم محدود نميشود؛ اول ارزشها را كمرنگ ميكنند، بتدريج آنها را محو ميكنند؛ اگر ميدان پيدا كنند، آنها را تبديل به ضدارزش ميكنند؛ اين كارى است كه در دنيا معمول است؛ اين را ما در تاريخ انقلابهاى دنيا مشاهده ميكنيم؛ و در انقلابهائى هم كه زمان خود ما - در طول اين عمر طولانىاى كه ما كرديم - ديديم و خبر شديم، اين را مشاهده كرديم. جبههى مقابل انقلاب و ضدانقلاب، شعارهاى انقلاب را هرگز فراموش نخواهد كرد؛ يعنى ميداند كه در اين روياروئى، در اين هماوردى، آن چيزى كه توانست جبههى انقلاب را پيروز كند و جبههى ضدانقلاب را به هزيمت وادار كند، در درجهى اول اين شعارها بود؛ كه هرچه شعارها پرمغز و جذاب و واقعى و براى مردم مفهوم و ملموس بود، كمك آن به پيشرفت انقلاب بيشتر شد. سعى ميكنند اين شعارها را بتدريج محو كنند، كمرنگ كنند.
 در مورد كشور و انقلاب ما هم اين كار را دشمن شروع كرد؛ البته موفق نشدند؛ خدا را شكر ميكنيم. دشمن نتوانست شعارهاى انقلاب را كمرنگ و سپس محو كند. به نظر من يك بخش عمدهاى از اين هم مربوط ميشود به هوشيارى امام بزرگوارمان. آنچه كه امام بزرگوار از اظهارات خود، از گفتههاى خود، از نوشتههاى خود در ميان ما باقى گذاشت، بيّنات است، محكمات است؛ متشابهات نيست كه كسى آنها را نفهمد. آخرين سخن امام هم وصيتنامه
ى امام است. من هميشه به مسئولين و كسانى كه در دولتهاى گوناگون يك كار مهمى دستشان بوده است، توصيه ميكردم كه به وصيتنامهى امام مراجعه كنند. وصيتنامهى امام، لبّ ارزشهاى مورد نظر امام است؛ اينها را امام باقى گذاشته، زنده گذاشته است. لذاست كه اين ارزشها قابل تحريف نيست، قابل تغيير نيست. بله، نديده گرفتن اينها امرى است كه ميسر است براى كسانى كه بخواهند نديده بگيرند.
 اين دولت اين شعارها را مطرح كرد، برجسته كرد، سر دست گرفت، به آنها افتخار كرد؛ در مجامع جهانى، احساس شرم از انگيزههاى انقلابى و از اهداف انقلابى و از شيوههاى انقلابى نكرد؛ اين خيلى كار بزرگى بود.
 آنچه كه براى خدا كرديد، خداى متعال آنها را در نامهى عمل شما ثبت كرده و كرامالكاتبين آنها را نگه داشتهاند و بلاشك به درد شما خواهد خورد. آنچه را كه شما عمل كرديد، چه حالا بنده و امثال بنده ببينيم، بدانيم و تشكر كنيم، چه نبينيم، ندانيم و تشكر نكنيم، «انّ الله شاكر عليم»؛(۱) خدا، هم ميداند - عليم است - هم سپاسگزار است. اميدواريم انشاءالله خداى متعال به شماها توفيق دهد.
 كارى كه بايد بر آن همت بگماريد، اين است كه رشتهى خدمت را رها نكنيد. همهى تلاشها منحصر نيست در فلان وزارتخانه يا فلان مسئوليت در دولت؛ نه، صحنهى كشور صحنهى تلاش است، صحنهى كار است، صحنهى فعاليت است؛ و اين كار، دو جور ميتواند انجام بگيرد: متوجه اهداف انقلابى، و غيرمتوجه به اهداف انقلابى. شما چه در دولت آينده و در دولتهاى آينده حضور داشته باشيد، چه نداشته باشيد، كارى كه انجام ميدهيد و مسئوليتى كه برعهده ميگيريد - كه طبعاً امثال شماها، مديران شايسته و كارآمد، در هر بخشى از بخشها خالى از مسئوليت نميمانند - سعى كنيد آن را با توجه به اهداف انقلاب و با رويكرد هدفهاى انقلاب انشاءالله انجام دهيد. خداى متعال شماها را مأجور خواهد داشت، ما هم در حد خودمان و به قدر خودمان تشكر ميكنيم.
 من طبق معمول هميشهمان - ديگر حالا مجال هم نيست، وقت هم نيست - يك جمله از نهجالبلاغه براى شما بخوانم: «و اعلم انّ امامك طريقا ذا مسافة بعيدة و مشقّة شديدة».(۲) اين جزو وصاياى اميرالمؤمنين به امام حسن مجتبى (عليهالسّلام) است. در واقع بايد گفت وصيت، صميمانهترين حرفى است كه هر كسى ميزند؛ چون وقتى است كه ديگر انسان در عالم ماده حضور ندارد و اغراض مادى قاعدتاً يا نيستند يا بالاخره ضعيفند؛ لذا در وصيتنامه صميمىترين حرفها گفته ميشود؛ آن هم وقتى كه مخاطب وصيت، عزيزترين افراد نسبت به انسان است؛ فرزند انسان، آن هم فرزندى مثل امام حسن، فرزند بزرگ اميرالمؤمنين - كه بلاشك احبّ افراد در دل آن بزرگوار و چشم آن بزرگوار است - مخاطب اين وصيت است. البته اميرالمؤمنين فرمودهاند كه اين وصيت مخصوص شما نيست، مال همه است؛ ليكن مخاطب اصلى، امام حسن است. بنابراين، اين لبّ لباب كلمات و معارف و ذهنيات اميرالمؤمنين است. البته بيانات اميرالمؤمنين، هر كلمهاش، هر جملهاش حكمت است؛ مخصوص اين وصيتنامه نيست. اعماق و ژرفاى كلمات اميرالمؤمنين را واقعاً ماها نميفهميم؛ امثال ماها قادر نيستيم به آن ژرفا برسيم؛ يك چيزى را استفاده ميكنيم. كسانى را ما ديديم كه هرچه حكمتشان برتر، انديشهشان والاتر و عمق فكرىشان بيشتر بود، بيشتر توانستند نكاتى را از اين كلمات دريابند. نهجالبلاغه يك چنين چيزى است. حالا اين در نهجالبلاغه، وصيت اميرالمؤمنين است.
 ميفرمايد: بدان كه پيش روى تو راهى وجود دارد كه مسافت خيلى طولانى و مشقت شديدى در آن هست. اين راهى كه پيش روى شما است - راه رسيدن به جزاى عمل و رسيدن به قيامت - راه طولانىاى است. «و انّه لا غنى لك فيه عن حسن الارتياد»؛(۳) در يك چنين راهى، تو بايد با منتهاى طلب حركت كنى - «ارتياد» يعنى خواست، طلب، تلاش همراه با اراده و نيت - چارهاى ندارى جز اينكه كار را جدى دنبال كنى. يعنى اين راهى نيست كه انسان بتواند آن را سرسرى بگيرد. بله، غفلت داريم، كار را سرسرى ميگيريم؛ اما اين سرسرى گرفتن كار، از روى غفلت است. بدانيم كه حقيقت قضيه چيست، و كجا داريم ميرويم، و سرنوشت ابدى ما در كجا تحقق پيدا ميكند و عينى ميشود؛ اين را اگر توجه كنيم، جدى خواهيم گرفت. لذا شما در دعاى شريف كميل - كه باز از اميرالمؤمنين (عليهالسّلام) است - ملاحظه ميكنيد: «و هب لى الجدّ فى خشيتك»؛(۴) دعا ميكند، از خداى متعال ميخواهد كه خشيت ما در مقابل پروردگار، يك خشيت جدى باشد؛ از ظاهر قلب و همين احساسات زودگذر و ناشى از عوارض زندگى نباشد؛ به معناى واقعى كلمه، انسان در مقابل پروردگار احساس خشيت كند.
 «قدّر بلاغك من الزّاد مع خفّة الظّهر».(۵) حالا شما ناچاريد از اين راه سخت و طولانى كه راه قيامت است، عبور كنيد؛ شما به سمت قيامت از وسط دنيا داريد ميگذريد، ناچاريد از اين گذرگاه ماده عبور كنيد با همهى لوازم اين ماده، با همهى خصوصياتى كه انسان در اين محيط مادى و در فضاى مادى به طور طبيعى دارد؛ بنابراين كارى كه بايد بكنيد براى اينكه آن نهايت براى شما آسان شود و مطلوب باشد، اين است: «قدّر بلاغك من الزّاد»؛ آن مقدارى از توشه را كه تو را به منزل برساند، تقدير كن - يعنى اندازهگيرى كن - بدان چقدر كار لازم دارى براى اينكه بروى. اين بخش اول است.
 بخش دوم: «مع خفّة الظّهر»؛ بار دوش خودت را هم سبك كن. اين دو تا هدايت و راهنمائى است كه اميرالمؤمنين ميكند. اولاً بدان چه لازم دارى براى عبور از اين راه. در پاسخ اينكه ما چه لازم داريم، خودشان بيان كردند: اجتناب از محرّمات و انجام واجبات. يعنى آن اندازهى لازم، و به قول پزشكان، آن دوز لازم از ذخيرهاى كه شما لازم داريد براى اينكه بتوانيد اين راه را طى كنيد، همين واجبات است؛ اين واجبات را كه انجام دهيد، آن مقدار لازم از ذخيره را داريد. هرچه بيشتر كرديد و بر اين واجبات افزوديد، امكانات بيشترى خواهيد داشت، استفادهى بيشتر و بهرهى بيشترى خواهيد برد. ليكن مقدار فرائضى كه بر ما واجب است، آن حداقل نيازى است كه ما براى عبور در اين راه داريم. محرّمات هم همين جور است. يعنى اجتناب از محرّمات، حداقلِ آن پرهيز از آسيبهائى است كه در اين راه ممكن است براى ما پيش بيايد. بنابراين اگر از محرّمات اجتناب كرديم و واجبات را انجام داديم، اين همان پرواز مورد نظر را براى من و شما ممكن و فراهم ميكند؛ چيز بيشترى لازم نيست. بعضىها دنبال برخى از خصوصياتند؛ كسى را پيدا كنند، از او ذكرى بگيرند، از او رياضتى فرا بگيرند. اينها لازم نيست؛ رياضت شرعى، مشخص است. اگر همين نمازها را بخوانيم، درست بخوانيم، بوقت بخوانيم، اركانش را درست بهجا بياوريم، با توجه بخوانيم، يا روزه را درست بگيريم - همين واجبات و فرائضى كه در اختيار ما است - همينها انسان را پرواز ميدهد.
 و من به شما عرض بكنم؛ ما اگر چنانچه همين مقدار را انجام دهيم، خود اين زمينهاى خواهد شد براى جذب انوار الهى به ميزان زياد. يعنى اين حداقلى كه براى ما لازم است، هنرش فقط اين نيست كه ما را قادر خواهد كرد بر اين كه اين راه را طى كنيم؛ بلكه هنر ديگرش اين است كه زمينهى ما را براى جذب بيشتر نور الهى و تفضل الهى فراهم خواهد كرد. وقتى انسان نماز فريضه را خوب بخواند، به طور طبيعى ميل به نوافل پيدا خواهد كرد. وقتى انسان از دروغ، از غيبت، از قول به غير علم، از تهمت، از افساد، از مال مردم خورى، از خيانت در امانت پرهيز كند، خود اين، دل انسان را آمادهى تلقى هدايت الهى و معرفت الهى خواهد كرد؛ ما را پيش خواهد برد. اين توصيهى اول.
 توصيهى دوم هم اينكه فرمودند: «مع خفّة الظّهر»؛ بار دوش خودت را سبك كن. ماها كه بارهاى سنگينى را بر دوش گرفتيم، اميدواريم انشاءالله خداى متعال توفيق دهد كه بتوانيم اين بارها را حمل كنيم. اگر شماها انشاءالله بتوانيد اين بارها را حمل كنيد و بسلامت به منزل برسانيد، اجر فراوانى هم خواهد داشت. يعنى اين مسئوليتهاى سنگين همچنان كه دغدغهى فراوانى براى خود انسان ايجاد ميكند، اما از آن طرف هم اگر خوب انجام بگيرد، فضيلت بسيارى خواهد داشت.
 اميدواريم انشاءالله خداى متعال همهى شماها را موفق و مؤيد بدارد و هميشه در خدمت اسلام و در خدمت انقلاب قرار داشته باشيد.
    والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته
 
۱) بقره: ۱۵۸
۲) نهجالبلاغه، نامهى ۳۱
۳) همان
۴) مفاتيح‌الجنان، دعاى كميل
۵) نهجالبلاغه، نامهى


 سعید مستغاثی از نویسندگان نشریات اصولگرا ونویسنده نشریاتی چون 9 دی ،کیهان و...در گفت وگویی با سایت سینمای انقلاب به شدت از فیلم گشت ارشاد انتقاد کرده است.

متن این مصاحبه به شرح زیراست :

نظرتان راجع به گشت ارشاد چیست؟

گشت ارشاد در دنباله کارهای قبلی آقای سعید سهیلی است که متأسفانه از سینمای دفاع مقدس شروع شد و به فیلم فارسی سخیف رسید و بعد از یکی دو تا فیلم  متأسفانه به چارچنگولی رسید. در بین آثار او بیشتر علاقه به فیلم فارسی شبه روشنفکری زمان طاغوت دیده می شود. برخی می گویند چون او یکی دو تا فیلم جنگی ساخته می تواند دیگر هر توهینی را به انقلاب و اسلام و ارزش های دینی و ارزش های نظام کند؛ این ها در این فیلمش به شدت واضح بود. این فیلم از لحاظ ساختاری بسیار ضعیف بود و حتی از فیلم فارسی های زمان طاغوت ضعیف تر بود و می توان آن را صرف ادا درآوردن و تقلید از برخی آدم های آن زمان دانست. به لحاظ ساختاری فقط کافی است که شما صحنه آخر اجرای سکانس آخر را ببینید که به نظر من آماتوری تر از یک فیلم ساز سوپر 8 بود. من نمی دانم کارگردان چه طوری برای خودش این قدر ارزش قائل هست که هر آماتور بازی را در ساختار می آورد. فعلا به ساختار یعنی موسیقی و بازی ها و ادای دیالوگ های فیلم فارسی درآوردن و پایان و انجام آن ها کاری نداریم و به محتوا می پردازیم. متأسفانه از فیلم مارمولک یک سیری در سینمای ما راه افتاده که  بیاییم همه  ارزش های دینی و انقلابی را به مسخره بگیریم و فقط اول یا آخرش بگذاریم که این بدل است. تم همیشگی بدل را بیاوریم وسط و آن کاراکتر و ارزش را به استهزا بگیریم، مثلا در مارمولک همان روحانیون. می توان همین فیلم پارسال به نام اسب حیوان نجیبی را مثال زد. در مورد نیروی انتظامی با آوردن یک ­سری نشانه های آشنا، مخاطب را در مورد آن کاراکتر متوهم می کنند که گویا این ها شایعاتی است که در مورد یک قشری مثل روحانیت یا پلیس یا _در این فیلم_ نیروهای بسیج و گشت ارشاد  مطرح است. این شایعات را در این قالب می آورند تا بتوانند پروانه نمایش بگیرند و متأسفانه مسئولین سینمایی ما اصلا به این مسایل توجه ندارند. کاراکترهایی که می توانند ارزش های جامعه و دینی باشند در فیلم های این چنینی به شخصیت های بسیار منفی و غیرواقعی متشبه می شوند. در این فیلم نیروهای بسیجی مورد اتهام قرار گرفته اند حالا با تعبیری که آدم های شارلاتان این کار را می کنند ولی تمام المان ها المانی هایی است که آشناست و همه نشانه های تیپ بسیجی ها و نیروی انتظامی و گشت ارشاد است و قضیه بدل بودن نمی تواند موضوع را حل کند چرا که وقتی خود پلیس هم وارد قضیه می شود می بینیم که آن فضای ضدارزشی وجود دارد.

 به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.



مدافعان حریم اسلام، انقلاب، ولایت    آری

ساکتین فتنه، وابستگان قدرت و ثروت   نه 


( اسامی کاندیدایی که تا این لحظه به مجلس نهم راه یافتند را در ادامه مطلب بخوانید.)

 



تنها ۳روز مانده تا انتخابات مجلس شورای اسلامی

کدام جبهه؟ پایداری یا متحد؟ مسئله این نیست.

مسئله چرایی جدایی اصولگرایان است؟

صرفاً جهت یادآوری: با بصیرت بخوانید


مقام معظم رهبری (حفظه الله): من هميشه گفته‌ام نتيجه انتخابات كه مسأله بسيار مهمي است مسأله دوم ماست. مسأله اول نفس انتخابات است كه انتخابات بايد با شور و هيجان و حضور مردم صورت بگيرد اين در درجه اول است. بايد همه تلاشمان را بكنيم كه ان‌شاء‌الله انتخابات خوبي داشته باشيم.امروز صرف نظر از اين كه چه كسي از صندوق رأي بيرون خواهد آمد چه كسي انتخاب خواهد شد و چه كساني مسئوليت را بر دوش خواهند گرفت - اين در درجه دوم است - بايد همه در انتخابات شركت كنند.

مسأله اول اين است كه مردم همه در انتخابات شركت كنند، پرشور شركت كنند، آگاهانه شركت كنند، فكر كنند، تحقيق كنند و آن كسي را كه مي‌خواهند انتخاب كنند. انتخابات، خودش مهم است. حضور مردم در انتخابات مهم است.

آیت الله خزعلی:بنده به جبهه پایداری ایمان دارم،مواضع جبهه پایداری را می پسندم و رویکرد انها را خیلی خوب می پسندم.اگر بنده می توانستم و شرایط جسمی به من اجازه می داد عضو جبهه پایداری می شدم و از هیچ کوششی برای این جبهه دریغ نمی کردم.چراکه به کار و نوع تفکر و خلوص آنها ایمان دارم.البته باید عرض کنم که من عضو این جبهه هستم چراکه دلم با این گروه و افراد آن است.


آیت الله مصباح یزدی: انتخاب اصلح  یک واجب شرعی است. در ابتدا باید فرد اصلح را شناسایی، سپس از او حمایت کنیم و در مرحله بعد دیگران را توجیه کنیم و این وظیفه را به نحو احسن انجام دهیم.باید توجه داشته باشیم که چه کسی بیشتر تابع ولی فقیه و دلباخته دین است، این گونه افراد را شناسایی کنیم و به آنها رای دهیم.

حمایت بنده از جریان جبهه پایداری به خاطر مبارزه با خط انحرافی است و نگرانم مبادا همراهان فتنه، نفوذی هایی در مجموعه اصولگرایان بفرستند و ما را در مقابل خطر بزرگتری قرار دهند،در بین افرادی که با اصولگرا مشهورند،بنده افرادی با این تفکر که روی اصول پافشاری بیشتری دارند را بیشتر قبول دارم.


حسین فدایی : از ویژگی‌های باند انحرافی این است که در مقابل مکتب اسلام مکتب‌سازی و تئوری‌سازی می کند. باند انحرافی برای توجیه کردن تئوری‌های‌شان با دشمنان دیرینه‌ی اسلام طوری صحبت می‌کنند که آنها خوششان می‌آیند. از دیگر ویژگی‌های آنان مصادره کردن احمدی‌نژاد است. نه تنها خدمات دولت احمدی‌نژاد بلکه خدمات کل نظام درطول حیات مقدس خود، به همت ملت ایران صورت پذیرفته است و هیچ‌کسی نباید به نام خود، مصادره‌اش کند. اما باند انحرافی چون نمی‌تواند خدمات دولت احمدی‌نژاد را به نام خود بزند به نام احمدی نژاد می‌زند. این باند منحرف است چون عصر آینده را عصر اسلامیّت نمی‌داند بلکه عصر انسانیّت می‌داند.منحرف است چون برای شناخت اسلام خود و روش خود را جایگزین روحانیت و روش فقاهت می‌داند.منحرف است چون بی‌اعتنا به مظاهر دینی و شعائر و احکام شرعی است و توجه به باطنیات و معنویات را فقط مطرح می‌کند.


 حجت الاسلام والمسلمین پناهیان: با سوء استفاده ضدانقلاب و جریانهای انحرافی همۀ انقلابیون اختلاف‌ها را کنار بگذارند و با اغماض به وحدت روی بیاورند.جبهه متحد اصول‌گرایان معتقد است باید ضمن ایستادگی بر اصول تا آنجا که جا دارد دايره اصول‌گرایی را گسترده‌تر شود.جریان‌های ناصالح فقط با تخریب، کار خودشان را پیش می‌برند. مراقب افرادي باشیم که در خارج از دايره اصولگرايي نشسته‌اند و به تخريب‌ها در بين اصولگرايان دامن مي‌زنند مراقبت كنيم كه آنها آتش بيار معركه نباشند.راه تحقق آرمان ها از ميان واقعيت ها است و نحوه برخورد با واقعيت هاست كه تعيين مي‌كند چه برنامه‌اي براي تحقق آرمان ها داشته باشيم.اگر نخواهیم واقعيت ها را ببينيم آرمان‌گرایی‌مان به ضد آرمان‌گرايي تبدل خواهد شد.



حدادعادل: در این دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی به دلیل فهرست‌هایی که ارائه شده،
مردم باید قدری از کلیات تجاوز کنند و به کلیات اکتفا نکنند، ملت باید قدری دقیق‌تر وارد این فهرست‌ها شده و توجه داشته باشند که کدام فهرست بیشتر مؤثر است، در این دوره از انتخابات مجلس نهم، انتخاب بین خوب و خوب‌تر است اما در دوره‌های قبل انتخاب بین خوب و بد بود، ما از فهرست جبهه متحد اصولگرایان دفاع می‌کنیم.


علی اکبر ولایتی: جبهه متحد مواضعش روشن است و بر اصول خود پايدار خواهد بود و اميدوارم با فعاليت‌هاي انتخاباتي جبهه متحد، مجلس نهم مجلسي قدرتمند و باتركيبي قوي باشد. پيش‌بيني من اين است كه در مجلس آينده اصولگرايان اكثريت را خواهند داشت.




حجت الاسلام روانبخش: اصلاح طلبان از اولین روزهای تشکیل به دنبال تغییر در قانون اساسی بوده‌اند.

شاگرد آیت الله مصباح یزدی :جبهه متحد اصولگرایی به قالیباف و لاریجانی وابسته شده است .

 به حضور قالیباف و لاریجانی در سرلیست جبهه متحد انتقاد داریم، چرا که جبهه متحد به شهردار و رئیس مجلس وابسته شده است و دراین زمینه با فومنی هم فکر هستم چرا که ما باید نمایندگانی را به مجلس بفرستیم که وابسته به هیچ قدرت و ثروتی نباشند. امروز زمانی که از باقرشهر تا شمالیترین نقطه تهران حرکت می‌کنید شاهد بنرهایی در سطح شهر هستیم که همه وابسته به جبهه متحد هستند.

شهرداری تهران برای سه نفر از کاندیداهای خود در جبهه متحد نفری ۱۰۰ میلیون به جبهه متحد کمک کرده است.


(ساکتین فتنه ۸۸ نه تنها اصلح نیستند،بلکه صالح هم نبوده و فاسد می باشند،قالیباف و لاریجانی جزء ساکتین فتنه ۸۸ بودند و گاهی هم مواضعشان دو پهلو بود-حجت الاسلام هاشمی)


محمد نبی حبیبی:باید یک شخص و یک سقفی برای اصولگرایی قرار دهیم و اصولگرایان را به اصولگرایان صد در صد و اصولگرایان نزدیک به اصولگرایی صد در صدی تقسیم کنیم و در کف انتخاب شده اصولگرایی هر کسی را که به اصول و خط مشی ما نزدیک است اصولگرا بنامیم و ما معتقدیم که نمی‌توان همه اصولگرایان را اصولگرایان صد درصدی بنامیم.
ما باید با نگاه اصولگرایی خود را به اصولگرای صد در صد نزدیک کنیم و دیگر اصولگرایان که از حد و اندازه بقیه کمتر هستند را به درجه آنان سوق دهیم.


 



مصاحبه اختصاصی عرش نیوز با یوسف رحیمی شاعر اهل بیت(ع)

- خودتان را معرفی بفرمایید؟

* بسم الله الرحمن الرحيم
يوسف رحيمي هستم. طلبه حوزه علميه قم،در سطوح عاليه حوزه مشغول تحصيلم. اهل استان فارس هستم و از سال 79 براي کسب علوم ديني در قم حضور دارم. متاهل هستم و صاحب دو فرزند.

 

- چه شد که به شعر و شاعری روی آوردید؟ از چه سنی شروع کردید به شعر گفتن و اولین شعرتان در چه موردی بود؟


* حدود 10 سال پيش که در يک کلاس نويسندگي شرکت مي کردم، استاد محترم کلاس آقاي رضا بابايي، تمريناتي مي فرمود براي کشف و تقويت ذوق، يک روز که مشغول تمرين نويسندگي بودم، مضامين نوشته ام را که جملاتي ادبي بود، به صورت موزون نوشتم و کم کم زمينه ساز شروع شاعري بود. فکر مي کنم موضوع آن شعر حس و حال يک پرنده در قفس بود.

برای خواندن متن کامل مصاحبه به ادامه مطلب بروید.



حضور ملت تا ظهور حجت (عج)...

۲۲بهمن در تهران به روایت تصاویرعرش نیوز

برای مشاهده عکس های بیشتر به ادامه مطلب بروید.(تعداد عکسها:۲۴ عدد)

ارسال شده در ساعت 3:13 بعد از ظهر توسط arsh


فیلم جدایی نادر از سیمین، با زیرنویس عبری، از شانزدهم فوریه در سینماهای اسرائیل اکران خواهد شد.

آخرین فیلم اصغر فرهادی با عنوان جدایی نادر از سیمین که حائز جایزه گلدن گلاب ۲۰۱۲ نیز شده است، قرار است از ۱۶ فوریه سال جاری در سینماهای سرزمین های اشغالی پخش شود.

یکی از سینماهایی که قرار است فیلم مذکور را پخش کند، “لٍو سینما” ست که در پایگاه اینترنتی خود، از این موضوع خبر داده است

گرچه فرهادی در اکران فیلم خود در سرزمین های اشغالی نقشی ندارد اما سوال اینجاست که چه مفاهیمی در آخرین ساخته فرهادی، از ایران و مردم آن به نمایش گذاشته شده که حتی از سوی رژیم صهیونیستی نیز مناسب پخش برای ساکنان سرزمین های اشغالی ارزیابی شده است.

جا دارد که کارگردان فیلم خوش ساخت جدایی نادر از سیمین، این مسئله را مورد بررسی قرار دهد که چرا رژیمی که جنایت های وحشتناک و بسیاری را در کارنامه خود دارد، این فیلم را برای شهروندان خود مناسب ارزیابی کرده است. گرچه سوال دیگری نیز در این زمینه مطرح است و آن اینکه آیا امکان پخش یک فیلم بدون اجازه سازنده آن در موقعیت جغرافیایی دیگری وجود دارد؟

با توجه به ابراز علاقه مقامات فرهنگی رژیم صهیونیستی به فیلم جدایی، اصغر فرهادی کارگردان نام آشنای کشورمان می تواند مطمئن باشد که فیلم وی به احتمال قریب به یقین یکی از جوایز اسکار امسال را از آن خود خواهد کرد چرا که یهودیان، نفوذ بالایی در تعیین فیلم های برتر در جشنواره اسکار بازی می کنند.

از این پس، این مسئله با اصغر فرهادی است که با تصمیمی خاص، اهداف سیاسی این افراد را ناکام بگذارد.

منبع: جهان نیوز

http://www.yazdfarda.com/UserFiles/Image/mohamad_hossein_taghvaei/Other_photo/A_SEPARATION_1390_11_06.JPG



امارگیر حرفه ای سایت

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت

قالب وبلاگ